نتایج جستجو برای "بهمن بیگی"

اوایل فروردین ۱۳۵۴ بود. اردوی آموزشی از طرف اداره کل آموزش عشایر … در حوالی روستای #جانی _آباد #فراشبند تشکیل شده بود. محل برگزاری این اردو #بالق_لو نام داشت. بالق لو به منطقه ای گفته میشد که آن مکان تلاقی بهاره چر و پاییزه چر طوایف آردکپان، نمدی و گله زن از طوایف ایل عمله #قشقایی بود.زنده یاد استاد #محمد_بهمن_بیگی تعدادی میهمان به قول خودشان از مقامات عالیه جهت شرکت دراین اردو دعوت گرفته بودند. دربین مدعوین یکی از معاونین دربار با خانواده دیده میشد. هدف استاد بهمن بیگی از دعوت چنین افرادی نشان دادن نحوه آموزش آموزگاران، میزان وسطح یادگیری دانش آموزان عشایری بود. ایشان از ترفند و نبوغ ذاتی خود برای جلب توجه و جذب هزینه استفاده می نمود.بنده درآن سال دانش آموز دانشسرای عشایری بودم که برای تعطیلات به منزل خود در روستا برگشته بودم. به یاد دارم مدارسی که از طوایف فوق و دیگر تیره ها به این اردو آمده بودند. آزمون های متعددی به عمل آمد که بسیار خوب درخشیدند. آموزگاران و دانش آموزان مورد التفات قرار گرفته و تشویق شدند. در این بین دخترخانم کلاس اولی تعدادی کلمات املایی تقریباً مشکل را به طرز ماهرانه و با خط بسیار زیبا روی تخته سیاه نوشتند. آنچنان نگارش این کلمات زیبا بود که همه را برسر ذوق آورد. مرحوم بهمن بیگی به وجد آمده بودند. رو به حضار و ازجمله مدعوین فرمود: حروف الفبای به این زیبایی چه عیب و ایرادی دارند، چرا کم کاری ها و ناتوانایی ها را به گردن الفبا می اندازیم. سپس با خطاب به میهمانان بلند پایه فرمودند در این باره مطالبی را به عرض خواهم رساند.کلاس آموزشی برای ناهار تعطیل شد. تعدادی در چادر اردو باقی مانده بودند. بنده نیز در محضر استاد حضور داشتم. رو به اینجانب فرمود معلم کدام مدرسه هستی؟ عرض کردم من هنوز معلم نیستم ولی دانش آموز دانشسرا هستم. متوجه شدم اردو برگزار شده جهت آشنایی به اینجا آمدم. ایشان فرمودند: احسنت،کار بسیار خوبی کرده ای، ان شاالله مدارس شما را نیز در این اردوها خواهیم دید.متعاقب آن رو به میهمانان کرد و گفت راجع به دیکته آن دختربچه میخواستم صحبت کنم.زمانی که در امر آموزش مدارس ما پیشرفتی حاصل می شد معلمین فرهنگی، سپاهیان دانش و پیکار با بی سوادی موفقیت چندانی نداشتند، تقریباً همه نا امید بودند.#ادامه_در_کامنت_اول

اوایل فروردین ۱۳۵۴ بود. اردوی آموزشی از طرف اداره کل آموزش عشایر … در حوالی روستای #جانی _آباد #فراشبند تشکیل شده بود. محل برگزاری این اردو #بالق_لو نام داشت. بالق لو به منطقه ای گفته میشد که آن مکان تلاقی بهاره چر و پاییزه چر طوایف آردکپان، نمدی و گله زن از طوایف ایل عمله #قشقایی بود.زنده یاد استاد #محمد_بهمن_بیگی تعدادی میهمان به قول خودشان از مقامات عالیه جهت شرکت دراین اردو دعوت گرفته بودند. دربین مدعوین یکی از معاونین دربار با خانواده دیده میشد. هدف استاد بهمن بیگی از دعوت چنین افرادی نشان دادن نحوه آموزش آموزگاران، میزان وسطح یادگیری دانش آموزان عشایری بود. ایشان از ترفند و نبوغ ذاتی خود برای جلب توجه و جذب هزینه استفاده می نمود.بنده درآن سال دانش آموز دانشسرای عشایری بودم که برای تعطیلات به منزل خود در روستا برگشته بودم. به یاد دارم مدارسی که از طوایف فوق و دیگر تیره ها به این اردو آمده بودند. آزمون های متعددی به عمل آمد که بسیار خوب درخشیدند. آموزگاران و دانش آموزان مورد التفات قرار گرفته و تشویق شدند. در این بین دخترخانم کلاس اولی تعدادی کلمات املایی تقریباً مشکل را به طرز ماهرانه و با خط بسیار زیبا روی تخته سیاه نوشتند. آنچنان نگارش این کلمات زیبا بود که همه را برسر ذوق آورد. مرحوم بهمن بیگی به وجد آمده بودند. رو به حضار و ازجمله مدعوین فرمود: حروف الفبای به این زیبایی چه عیب و ایرادی دارند، چرا کم کاری ها و ناتوانایی ها را به گردن الفبا می اندازیم. سپس با خطاب به میهمانان بلند پایه فرمودند در این باره مطالبی را به عرض خواهم رساند.کلاس آموزشی برای ناهار تعطیل شد. تعدادی در چادر اردو باقی مانده بودند. بنده نیز در محضر استاد حضور داشتم. رو به اینجانب فرمود معلم کدام مدرسه هستی؟ عرض کردم من هنوز معلم نیستم ولی دانش آموز دانشسرا هستم. متوجه شدم اردو برگزار شده جهت آشنایی به اینجا آمدم. ایشان فرمودند: احسنت،کار بسیار خوبی کرده ای، ان شاالله مدارس شما را نیز در این اردوها خواهیم دید.متعاقب آن رو به میهمانان کرد و گفت راجع به دیکته آن دختربچه میخواستم صحبت کنم.زمانی که در امر آموزش مدارس ما پیشرفتی حاصل می شد معلمین فرهنگی، سپاهیان دانش و پیکار با بی سوادی موفقیت چندانی نداشتند، تقریباً همه نا امید بودند.#ادامه_در_کامنت_اول

Posted by Intagrate Lite ادامه متن