Sunday, 5 February , 2023
امروز : یکشنبه, ۱۶ بهمن , ۱۴۰۱ - 15 رجب 1444
شناسه خبر : 502949
  پرینتخانه » اخبار فراشبند, اسلاید, پیشنهاد سردبیر, جدید تاریخ انتشار : 14 تیر 1399 - 17:47 | 126 بازدید |

طایفه ی معروف به اولاد فراشبند(۳)

فراشبند انقلاب سیاست قسمت: ۳۹ ام درشماره ی قبل بحث تحول در جایگاه نایبی و حوزه ی اختیارات نایب درسلسله مراتب حکومتی قبل و بعد از ایلخانی صولت الدوله را مطرح کردیم.گفتیم که در زمان کریمخان زند حکمرانی برمنطقه ی فراشبند و بلوکات هم جوار، تحت عنوان« نایب» به یکی از بزرگان ایل بختیاری معروف […]

طایفه ی معروف به اولاد فراشبند(۳)

فراشبند انقلاب سیاست
قسمت: ۳۹ ام

درشماره ی قبل بحث تحول در جایگاه نایبی و حوزه ی اختیارات نایب درسلسله مراتب حکومتی قبل و بعد از ایلخانی صولت الدوله را مطرح کردیم.گفتیم که در زمان کریمخان زند حکمرانی برمنطقه ی فراشبند و بلوکات هم جوار، تحت عنوان« نایب» به یکی از بزرگان ایل بختیاری معروف به حاج زکی اولاد، جد طایفه ی اولاد فراشبند که اکنون با شهرت ” کاویانی، دهقان ، فرازی و..”شناخته می شوند، واگذار شد.

واگذاری این سمت مدت نداشت، دائم العمر ، بدون قید زمان و در خاندان ایشان موروثی بود؛ از آن ببعد تاحدود ۲۰۰سال شخصیت هایی از این طایفه به عنوان نایب رسمی یا غیر رسمی برفراشبند وحومه حکمرانی داشتند، عین حکم نایبی بعضی از انها هنوز موجوداست، مانند حکم نیابت ملا ولی نایب بامهر و امضای فتحعلیشاه قاجار

 

 

ترتیب نایب های سلسله ی اولاد:اولین نایب مرحوم حاج زکی بوده که حکم نیابتش در زمان کریمخان زند صادر شده ، بعد از آن به ترتیب ملاولی نایب، لطفعلیخان اول، ملامحمد باقر نایب ، ولطفعلیخان دوم .
اما بعد از اینکه مقام ایلخانی به صولت الدوله می رسد،تحولی اساسی در مفهوم ،جایگاه و اختیارات نایبی ایجاد می شود.به این صورت که قبل از صولت الدوله حکم نایب برای حکمرانی بربلوکات مستقیما ازجانب پادشاه وقت صادر می شده، ولی برای ایلات ایلخان با حکم والی منصوب می شده است. حوزه ی نفوذ نایب و ایلخانی هم مجزا و مستقل از یکدیگر بوده، محدوده ی جغرافیایی تحت سلطه ی انها هم تداخلی نداشته است. هیچ کدام هم در حوزه ی دیگری دخالت نمی کرده است.از جهت نفس سلطه و حکمرانی تنها تفاوت ایلخان و نایب در نوع حوزه ی تحت نفوذ آنها بوده، ایلخان حکمران ایلات و عشایربوده، و نایب بر بلو کات و ولایات حکمرانی می کرده است.

اشاره کردیم یک امتیاز مثبتی هم مردم ولایات و بلوکات برای نایب در مقایسه با ایلخان قائل بودند، آن امتیاز این بود که ایلخان از عشایر و مجموعه ی تحت پوشش خود مالیات می گرفت، ولی نایب ، گرچه اختیار تام حکمرانی ، کنترل ،ایجاد نظم در بلوکات تحت پوشش و تثبیت اقتدار حکومت را برعهده داشت، اما از جمع آوری و اخذ مالیات معاف بود، واین وظیفه در بلوکات برعکس ایلات،به نماینده ی رسمی حکومت به نام والی محول شده بود . همین معافیت نایب در حوزه ی مالیاتی سبب می شد ، نایب در بلوکات محبوبیت بیشتری نسبت به ایلخان در ایلات داشته باشد،و مردم ولایات و بلوکات ناخود اگاه احساس رضایت بیشتری از حاکم خود داشته باشند و نوعی غرور جمعی درانها حاصل شود،که آن را به حساب نفوذ و احترام بیشتر نایب دردستگاه حکومتی درمقایسه با ایلخان بگذارند.
اما بعدازاینکه صولت الدوله به ایلخانی رسید، این سلسله مراتب جایگاه سیاسی بهم خورد و نایب بلوکات که نماینده ی شاه بود از گردونه ی مراتب سیاسی قدرت خارج شد، و ایلخان جای نایب هم نشست و نمایندگانی از جانب خود با عنوان«نایب» انتخاب و منصوب کرد، که این نایب اخیر دیگراز نظر جایگاه سیاسی و مرجع صدور حکم وسلسله مراتب قدرت ،آن نایب قبلی نبود، این نایب زیر مجموعه ی ایلخان بود .یعنی درواقع مقام نایبی تنزل نمود و از نمایندگی مستقیم شاه به زیر مجموعه ی ایلخانی دارمد.
مقایسه مفهوم «نایب » ومقام « نایبی» قبل و بعد از ایلخانی صولت الدوله.
۱- در آن زمان نایب از هرخانواده و فامیلی انتخاب نمی شد، اولین شرط برای داوطلب مقام نایبی ، اصل و نسب، بود که باید خانواده وطایفه ی کاندیدای نایبی دردورانهای گذشته درجامعه از سوابق برجسته ای برخوردار،ومورد قبول و تایید افکار عمومی زمان خود باشد. یعنی صرفا تخصص، هوشمندی ، زیرکی ،تحصیلات، ابزار لازم مدیریتی و اقتدار و تسلط ؛ حتی شجاعت و دلاوری و جنگاوری نمی توانسته عاملی باشد،که فردی را شایسته برای مقام نایبی کند.البته این نکته نه بمعنی این است که صرفا ملاک ومعیار،اصل ونسب ،برای گزینش نایب کافی بوده، بلکه طبیعی است که چنین خانواده هائی حداقل از امتیاز های ارزشی زمان خود، در حد دیگران برخوردار بوده اند ( قابل ذکر است که معیار های اصالت،هوشمندی، زیرکی،توان‌ و قدرت و نفوذ درجامعه، شجاعت، سلحشوری ، و… را بعدها صولت الدوله و فرزندانش هم بر ای انتخاب نایب لحاظ می کرده اند).
۲-نایب قبل از صولت الدوله مستقیما از جانب شاه انتخاب و با مهر و امضای شاه منصوب می شد، و ایلخان توسط والی حکومت ؛ یعنی گرچه از یک جهت هردو ازناحیه ی حکومت وقت منصوب میشدند، اما نایب نماینده ی مستقیم شاه و ایلخان نماینده ی والی شاه بود. ولی بعد از ایلخان شدن صولت الدوله، انچه به عنوان نایب در فراشبند داریم نمایندگان صولت الدوله هستند و انتخاب و نصب و عزلشان بستگی به اراده و تصمیم صولت الدوله و بعد ها فرزندانش دارد.
۳- حکم‌ و حکمرانی نایب در فراشبند(و شاید بلوکات دیگر) قبل از صولت الدوله محدویت زمانی نداشت ، دائم العمر و درخانواده ی نایب موروثی بود، اما درزمان صولت الدوله ایلخان با توجه به عوامل امنیتی ،کنترلی و خصوصیات سیاسی اجتماعی، اقتصادی و صلاحدید خود،نماینده یا نمایندگانی از فامیلهای مختلف انتخاب و منصوب میکرد.
۴-نایب را شاه، از حوزه ی اخذ مالیات معاف می داشت؛ این معافیت می تواندبرای واژه ی « نایب » قبل از صولت الدوله که نوعی مقام تشریفاتی محسوب می شده ؛ نه اجرائی ، توجیه منطقی هم داشته باشد. به این معنی که چون نایب نماینده ی شاه بوده، و مقام شاهی معمولا،هم در طول تاریخ،وهم درعصرحاضر،یک جایگاه تشریفاتی و سمبل انسجام و یک پارچگی ملی محسوب می شده و می شود،منطقی بوده که مقام نایب شاه هم،که به نوعی تشریفاتی و به عنوان سمبل حضور دستگاه سلطنتی در بلوکات محسوب می شده،مانند دستگاه سلطنتی از حوزه اجرا به دور باشد، تاقداست پادشاه به واسطه ی اقدامات اجرایی نایب، که نماینده ی شاه می باشد،مورد خدشه واقع نشود.صراحت منع ملا ولی نایب در حکم نیابت ایشان توسط فتحعلیشاه از ورود به حوزه ی مالیاتی ،این تحلیل منطقی را تایید میکند:«…مضافاازدریافت مالیات رعیت عذرتقصیرمعروض داشته اید..»( فرازی از حکم ملا ولی نایب توسط فتحعلیشاه قاجار).
تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که بعد از ورود حاج زکی اولاد در فراشبند ایجاد می شود.
اشاره شد که نوشادی ها وعالیشوندی ها گرو ههای لرتبار ی بوده اند که قبل از طایفه اولاد ‌به فراشبند هجرت کرده اند، اما اینکه قبل از نوشادیها چه کسانی ساکن فراشبند بوده اند، ازکجا به این منطقه هجرت نموده، یا اصلا مهاجر نبوده اند، موضوعیست که شواهد ومدارک روشنی تا هنوز برای ان دراختیار نداریم.
ولی براساس تحقیقات نسبتا مفصلی که سید رزاق امیری دراین مورد داشته و نتایجش را در کتاب( تاریخ و فرهنگ فراشبند ثبت نموده)،از سالها قبل ، حتی قبل از اسلام قصبه ای به نام فراشبند زنده و فعال بوده است،که در فارسنامه ناصری با عنوان گنبدی شکل از ان نام برده شده،. سید رزاق مدارکی ارایه می کند مبنی بر اینکه، ساکنین روستاهای اطراف فراشبند که اکثرا لرتبار بوده اند ، به دلایل مختلف و در طول سالیان متفاوت ، روستاهای خود را ترک نموده و در آبادی، یا دهکده ی فراشبند ان زمان ، که احتمالا حوالی همین بافت فراشبند قدیم بوده سکنا گزیده اند. می شود گفت زمانیکه حکمرانی فراشبند از ناحیه ی کریمخان به حاج زکی جد طایفه ی اولا د فراشبند تفویض می شود، جمعیت نسبتا قابل توجهی از گروههای لر وطوایفی دیگر ساکن فراشبند بوده اند، و احتمالاپرجمعیت ترین آبادی منطقه همین فراشبند بوده است.
هم چنین از لحاظ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصاد وفرهنگ آن زمان فراشبند، یعنی قبل از مهاجرت اولاد به منطقه،بازهم ، اطلاعات مستندی دردست نیست، از شیوه ی مدیریتی،سیستم کنترل ،نظم، روابط اجتماعی ،سیاست داخلی ، مؤلفه هاوسازو کارارتباط با حکومت مرکزی،هم اطلاعات مکتوبی نداریم ؛ بجز ابنکه برمبنای واقعیات تاریخی که مربوط می شود به مراحل کلی تحولات تاریخی قضاوت کنیم، یعنی تقریبا باید مناسبات اجتماعی و سیاسی داخل وارتباط خارجی آن زمان جامعه ی فراشبند،برمبنای ساز و کار ارباب و رعیتی بوده باشد، اما از جزئیات و مصادیق آن هملل اسناد و مدارکی در اختیار نداریم.
ولی شواهدودلائلی موجود است است؛ که بعد از ورود اولاد به فراشبند تغیر و تحولات محسوسی ازهمه ی جهات ایجاد می شود.
۱-بلحاظ سیاسی : هم چنانکه حکم ملا ولی نایب، و مخصوصا فرمان نظامی « آ محمد نایب » فرزندمحمد خان نایب به کدخداهای بلوکات نشان می دهد،فراشبند به نوعی مرکز فرماندهی و حکمرانی شمار گسترده ای قصبه ، نزدیک به ۵۲ آبادی ازبالاده کازرون تاسیمکان جهرم بوده است،وبنا بر روایات سینه به سینه؛که باز هم سندمکتوبی از ان ها در اختیارنداریم ؛ولایات و بلوکات دارالمیزان ، جم و مناطقی متصل به دریاهم زیر مجموعه ی نایب های فراشبند بوده است.
« تصاویر فرمان نظامی آ محمد نایب به کد خدا های چهارگانه وحکم نیابت ملا ولی با مهر وامضای فتحعلیشاه»

« متن دستور نظامی آمحمد نایب»
بسم الله الرحمن الرحیم ملاکهزادمهرکی و کدخدایان چهار طایفه سلامتی و استقامت وجودتان را خواهانم.الساعه مطلع گردیدم که سلطان محمد قشقایی(با) فزون بر هشتصد نفوس جنگی به ناحق مطالبه مالیات ازفراشبند (و )بلوکات تابعه را به ضرب زور داشته وبه سمت فراشبند راهی گردیده واکنون در گزدان ریحانک اردو زده است وبنای بدعتی را گذارده و این ننگی است بر دامن اینجانب و پدرم به عنوان نایب فراشبند و بلوکات وننگی است بر دامن خلق منطقه،اهالی فراشبند بالغ بر یکصد نفوس جنگی به فرماندهی میر شکار محسن وجعفردرقلعه مرکزی پدرم تجمیع و مهیا گردیده اند.مع الوصف مجال تنگ است و نیرو کم لهذا به محض دریافت این رقعه چنانچه آب در دست دست دارید وانهاده وبا هرچه از مردان و ادوات جنگی که دارید الساعه راهی قلعه فراشبند شوید مضافا اینکه اطلاع فوری به سایر کدخدایان چهار طایفه بدون فوت وقت ضرورت دارد تا از پس شما فورا راهی گردند تاکید نمایید که چنانچه جنگ مجال رسیدن متعاقبین را از ما سلب نمود تکلیف بر شما و سایرین ساقط نیست به محل واقعه بیایید به منظور انتقال و تدفین اجسادمان اهتمام ورزیده واز زن و بچه های مردم مراقبت تا پایان قائله نمایید اگر شما را ندیدم دیدار به قیامت زیاده مطلبی نیست. العبد آ محمد نایب.( متن حکم ملاولی رادر شماره ۳۸ملاحظه کردید)
بلحاظ اقتصادی:توصیفی که دیالو فواجهانگرد فرانسوی در،سفرش از فراشبند ارائه می دهد، حکایت از آبادانی و وجود نخلستان های منظم و پربار، رشته قنات های متعدد پر آب، دشت و صحرای سرسبزوبستر مناسب برای زندگی مرفه در محدوده ی فراشبند دارد، که بیشتربرمی گردد به مدیریت هوشمند و آینده نگر حکمرانان آن زمان:
بریده هائی از متن سفر نامه ی باستان شناس و جهانگرد فرانسوی « دیالوفوا» از صفحات ۵۱۱ تا ۵۳۰سفرنامه اش، ( کتاب(ایران- کلده -شوش) که درزیر مشاهده می کنید درستی این مطلب را بیشتر روشن می کند:
جهانگرد فرانسوی:..در اینجا نخلستان جنگل انبوهی تشکیل داده که کرانه ی ان پیدانیست؛ ومثل این است که ازنواحی جنوبی اروپا وارد مصر علیا شده باشیم….( ص ۵۱۹ )
دیالوفوا:به راه افتادیم و پس از عبوراز دیوارهای بلند قلعه ، به باغها و نخلستانهارسیدیم، من از حاصلخیزی و آبادی این ناحیه تمجید کردم.
نایب.:مدت ۱۰ سال می شود که من دیگر بفکرایجادنخلستان نیفتاده ام..( ص ۵۱۹ )
جهانگرد:.. ایا ممکن است برای به دست اوردن آب قنوات دیگر احداث کنید..(۵۱۹ )
نایب:..آب قنوات ما زیاد وبرای آبیاری کافیست، ومن هم بی میل نیستم که قنات تازه ای احداث کنم.ولی از فکر ایجاد نخلستان بکلی منصرف هستم…( ص..۵۱۹ )
نایب :.. نخلهائی که پدر من غرس کرده اندپیرشدهاند،اماانهائی که من درجوانی کاشته ام محصول خوبی می دهند، به علاوه نخل های جوان هم تازه ببار افتاده اند….( ص ۵۲۰ سفرنامه)
۳- فرهنگ وروابط اجتماعی : متن گفتگوی جهانگرد فرانسوی با نایب ، نشان از نوعی زندگی مجلل،ازنوع فرهنگ اشرافی وسلطنتی درآن زمان دارد.دیالوفواباادبیاتی جذاب فضا و صحنه ای راکه نقال برای نوکران و غلامان و خدم وحشم نایب در جایگاه ویژه ای درون قلعه به نقالی مشغول بوده وخود نظارگر بوده را چنین توصیف می کند:..به صحنه ی قابل تماشائی برخوردم ( نقال)..روی سبدی از برگ خرما نشسته بود و جمعیت زیادی ازدهقانان و چاروادارها و غلامان و نوکران دایره واراورا احاطه کرده بوند..این مرد مشغول نقل داستانهای شیرینی بود که ایرانیان با میل مفرط به انها گوش می دهند( ص۵۱۱ سفرنامه)
و بریده های دیگری از گفتگوی جهانگرد فرانسوی با نایب میزبان در بازدید از نخلستانها و قنوات نایب را ملاحظه فرمائید:
باستان شناس فرانسوی: اسبان را به امر نایب زین کردند،.نایب و برادرش سوار بر مادیان های ممتازی شدند که با عنان نقره وگردنبند مخلوط از یاقوت و فیروزه آرایش شده بودند..( ص ۲۰ سفرنامه)
دیالوفوا: با اینکه میزبانان ما کمال ادب را درصحبت ها رعایت می کنند و صحبت ها ی انهاهم تااندازه ای ادیبانه است. و با مقام وجلال آنها تناسب دارد، متاسفانه از دنیای متمدن اطلاعی ندارند.
جهانگرد:یکی از پسران جوان نایب نزد من آمد وبا کمال ادب اسب خود را به من تقدیم کرد..و خلاصه با یک اسکورت ۴۰ نفری به راه افتادیم..
جهانگردفرانسوی:..پسران نایب طرزتشکیلات دولت فرانسه راازمامی پرسیدند و میل داشتند ازترتیب ممالک اروپائی اطلاعات حاصل کنند…( ص ۵۲۰ سفرنامه)
نایب:…ولی گمان می کنم که شخص پرچانه ای ( نقال) که نوکران مارا سرگرم کرده بودشما راهم خسته کرده باشد…( ص ۵۱۹)
جهانگرد:…نایب میزبان به همراه برادر خودبه ملاقات ما آمد، این دوبرادرهردو وضع موقرانه و نجیبانه ای دارند، نایب عبائی بردوش انداخته و کلاه نمدی بلوطی رنگ بسیار ظریفی برسردارد؛ برادرش به طرز تهرانی هاکلیچه ای پوشیده اما شلوارش مانند شلوار اهالی فارس گشاد است….( ص ۵۱۹ )
۴- بلحاظ مذهبی اما؛ ساخت اولین مسجد ( مهم است اولین مسجد) توسط مرحوم حاج زکی ، نشان از توجه ویژه ی حاکمان اولاد به دین اسلام و ترویج مناسبات مذهبی، برگرفته از فرهنگ شیعی دوران صفویه،می نماید.
۵-بلحاظ اهمیت جغرافیایی ،نظامی وسوق الجیشی.
رویاروئی و درگیری های صولت الدوله با خاندان اولاد که حاکمان آن زمان فراشبند بوده اند،اختلافات ودرگیریهای متعددی که بین آنها رخ می دهد واتفاقاتی از این قبیل، موقعیت مهم فراشبند در دوران حکمرانی اولاد وقبل از تسلط صولت الدوله در منطقه را نشان می دهد، که احتمالا یکی از دلائلی که صولت الدوله را بر خلاف ایلخانان گذشته، تر غیب می کند تا به هر قیمت شده فراشبند را تحت قلمروخوددرآورد، همین اهمیت ویژه بوده است.هم چنین بی دلیل نبوده ، که صولت الدوله و فرزندانش برای فراشبند در مقایسه بابلوکات تابعه ی خود وطوایف کوچگردملاحظات ویژه ای قایل می شده اند، برای مثال هیچگاه به برای فراشبند نایب یا عاملانی غیر ازخودفراشبندی منصوب نکردند. یا آن پاسخ معروف صولت الدوله به رضاشاه بازهم می تواند ریشه در همین ذهنیت او نسبت به جایگاه و اقتدار و اهمیت فراشبند، قبل از ایلخانی صولت الدوله داشته باشد.
درخاطرات ملک منصورخان امده که وقتی به رضاشاه خبر می رسد ستون نظامی اورافراشبند خلع سلاح کرده ، به صولت الدوله می گوید فراشبند کجاست؟ صولت الدوله می گوید : فراشبند مردمان جنگجو و سلحشوری دارد، با انهابرخورد نظامی نکنید اجازه دهید این موضوع را من حل کنم( نقل به مضمون)
و همچنین احترام ویژه ای که روحانیون،سادات و بزرگان فراشبندی در دستگاه صولت الدوله و فرزندانش داشته اند حاکی ازاهمیت و موقعیت ویژه ی فراشبند نزد ایلخانان می باشد.
ادامه دارد…
( حسانی علی )

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۷
  1. ناشناس :
    ۱۷ تیر ۹۹

    چرا اسم اولین مسجد که حاج زکی اولاد ساخته است آورده نشده است ؟ شاید دلیلش این باشد که برخی از طرفداران نگارنده به دنبال مصادره این مسجد به نام اجداد خود هستند .

    • حسانی علی :
      ۲۰ تیر ۹۹

      قبلا مفصل توضیح داده شده. شماره های قبلی را بخون!
      .
      ای مطالب را خود ذینفعان. قبل از انتشارمی بینن اگه لازم بشه. خودشون تذکرمیدن!

      • ناشناس :
        ۲۵ تیر ۹۹

        حتما لازم بوده است که تذکر داده شده است *****

    • حسانی. علی :
      ۲۱ تیر ۹۹

      چرا فقط؟؟؟؟!

      ….. حاج زکی اولاد بلوک فراشبند را به دلیل سرسبزی و چشمه سارهای فراوان و وسعت دشت های آن و دارای کوهستان خوب بوده انتخاب می کند و پس از ورود در اولین اقدام بنای اولین مسجد فراشبند(مسجد جامع عتیق،) را می گذارد که هنوز این مسجد در محله فراشبند قدیم موجود است. حاج زکی اولاد مناسبات مذهب تشیع را که در
      آن زمان تقریباً نوپا بوده و زمان زیادی از رسمی شدن این مذهب در ایران نگذشته بوده ، را به بهترین شکلی ترویج…

      “” درقسمت ۳۹ که هم درچارطلقی و هم آبپا منتشر شده بخوانید!!! “” “

  2. ناشناس :
    ۲۰ تیر ۹۹

    با سلام.نام مسجد جامع عتیق میباشد. همانگونه که توسط نگارنده نام مسجد ذکر شده ،این مسجد توسط حاج زکی اولاد بنا شده است.

  3. ناشناس :
    ۲۰ تیر ۹۹

    سلام.همانگونه که نگارنده نوشته مسجد جامع عتیق توسط حاج زکی اولاد در دوره زندیه بنا شده است

  4. کورش مختاری :
    ۱۸ مرداد ۹۹

    درود خدمت جناب آقای حسانی.آیا طایفه اولاد یا شخصی از این طایفه در انقلاب مشروطه یا کودتای۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ نیز نقشی داشته اند؟؟ممنون میشوم توضیح دهید.به نظر اینجانب سعی بکنید که درباره اشخاص یا طوایف اگر خواستید مطلب بنویسید حتما ارتباط این اشخاص یا طوایف را با انقلاب مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲را بیان کنید تا اون موقع معلوم شود وزن این اشخاص یا طایفه چقدر بوده است.مثلا در سری های قبلی که نقش بعضی از اشخاص در جنگ های جهانی اول و دوم را نوشته بودید خیلی جالب بودبرای من.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.