Monday, 6 February , 2023
امروز : دوشنبه, ۱۷ بهمن , ۱۴۰۱ - 16 رجب 1444
شناسه خبر : 486460
  پرینتخانه » برگزیده, جدید, یاد یاران تاریخ انتشار : 20 مرداد 1396 - 13:57 | 81 بازدید |

یاد یاران/ خمپاره ای که عمل نکرد

خاطرات دوران دفاع مقدس یک ثروت ملی است انتقال این خاطرات به جامعه یک صدقه و حسنه هست و یک اتفاق بزرگ معنوی است و کسانیکه در این عرصه فعالیت می کنند در واقع واسطه های رزق معنوی و الهی به کشور هستند . “مقام معظم رهبری”       “خمپاره ای که عمل نکرد” […]

یاد یاران/ خمپاره ای که عمل نکرد
محمد باقر نوشادی

محمد باقر نوشادی

خاطرات دوران دفاع مقدس یک ثروت ملی است انتقال این خاطرات به جامعه یک صدقه و حسنه هست و یک اتفاق بزرگ معنوی است و کسانیکه در این عرصه فعالیت می کنند در واقع واسطه های رزق معنوی و الهی به کشور هستند .
“مقام معظم رهبری”

 

 

 

“خمپاره ای که عمل نکرد”

روایتی از اصابت خمپاره به رزمنده فراشبندی

شهریور ماه سال ۶۴ بود به گردان الفتح ابلاغ گردید که در منطقه عملیاتی هورالهویزه ( تبور) اقدام به پدافند نماید و با انجام اقدامات اطلاعاتی و شناسایی خود را برای عملیات آماده سازد .
منطقه هور دارای مشخصات منحصر به خود در بین خطوط پدافندی در جنوب بود.

از لب ساحل می بایست یک مسیر ۴۰ تا ۵۰ کیلومتری را از میان نی زارها طی نمود تا به خط پدافندی رسید .
خط پدافندی دارای پایگاه هایی ساخته شده از پلهای خیبری در میان نی زارها بصورت کپر مانند بر روی آب قرار داشت هیچ دیدی نسبت به هم نداشتند ارتباط فقط از طریق بیسیم و قایق میسر بود . پایگاه ها هیچ جان پناهی نداشتند و گاهی اوقات که عراقی ها اقدام به اجرای تیر تراش می کردند همگی نیروها بر روی پل ها دراز کشیده و یا به درون آب می پریدند
گرمای هوا و شرجی مبارزه با دشمن را دوچندان سخت تر کرده بود بعلت تشابه مناطق ٬ پایگاهی در نیزارها که هیچ مشخص ای نداشت پیدا کردن آنها کار چندان آسانی نبود.
آب ، غذا و مهمات می بایست طی ساعاتی خاص در طول شبانه روز توزیع می شد تا از دید و تیر دشمن در امان باشد .

آنطرف دشمن بر روی دژهای مستحکم با تمام امکانات پدافندی مستقر بود ارتش عراق با ایجاد دژهای محکم و بلند مناطق وسیعی از منطقه را به زیر آب برده بود که در یکی از مسیرها قایق ها و ترابری از روستایی که زیر آب رفته بود عبور می کردند.
با این توصیفات شما را میخواهم با خاطره ای آشنا کنم که در طول جنگ فقط دوبار اتفاق افتاد و هر دور در همین منطقه ( تبور) یکی در تیپ المهدی (عج) و دیگری در لشکر ۲۵ کربلا .

یک بسیجی لشکر ۲۵ کربلا زمانی که روی پل خیبری بر روی کمر خوابیده بود ٬ خمپاره بدون اینکه منفجر شود ساعد ٬ دست و بازویش را به هم دوخته بود.
اما آنچه بنده را به نوشتن این خاطره واداشته مورد دوم اصابت خمپاره! به بدن رزمنده دلاور گردان الفتح ٬ آقای حاج صفدر جعفری است .
در یکی از آن روزها که در آن منطقه مستقر بودیم ٬ داشتم با بیسیم با حاج صفدر صحبت میکردم که ناگهان صدای ایشان از پشت بیسیم قطع شد چندبار صدا زدم جوابی نشنیدم ٬ مجددا ایشان را صدا زدم که این بار صدای شهید ارجی فرد را از بیسیم شنیدم که با عجله میگفت آقای نوشادی سریع بیا که صفدر زخمی شده٬ من هم سریع با قایق خود را به پایگاهی که اینها در آن مستقر بودند رساندم.

همه بچه ها را مات و مبهوت دیدم٬ گفتم چی شده ٬ شهید ارجی فرد گفت خمپاره ! به قسمت سمت راست لگن صفدر خورده و عمل نکرده ٬ جلوتر رفتم دیدم درحالیکه حاج صفدر روی شکم خوابیده و در حین صحبت بوسیله بیسیم با اینجانب بوده ٬ خمپاره! از قسمت سمت راست لگن فرو رفته و نوک آن از جلو بیرون آمده و بصورت کیپ در بدن ایشان گیر کرده که حتی خون هم بیرون نمی آمد.
باوجود خطر زیاد و امکان انفجار خمپاره ٫ سریع ایشان را به درون قایق بردیم و با سرعت بطرف اورژانس حرکت کردیم و این در حالی بود که حاج صفدر هیچ ناله ای هم نمیکرد ایشان را تحویل اورژانس دادیم و برگشتیم.

بعدها حاج صفدر برایمان تعریف کرد پس از ۱۳ ماه در بیمارستان ٬ میگفت پزشکان در بیمارستان صحرایی اصلا نزدیک نمی آمدند تا اینکه برادران تخریب آمدند و ماسوره را از خمپاره جدا کردند ٬ آنوقت عمل جراحی برای خارج کردن خمپاره از پایم را شروع کردند . و این مورد از آن خاطراتی است که در طول هشت سال دفاع مقدس یکبار اتفاق افتاد.

 

سرهنگ پاسدار بازنشسته محمدباقر نوشادی

سرهنگ پاسدار بازنشسته محمدباقر نوشادی

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۳
  1. حسین :
    ۲۰ مرداد ۹۶

    درود به آقای نوشادی و همه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و تشکر از آبپا بابت درج خاطرات رزمندگان

  2. محمدی :
    ۲۰ مرداد ۹۶

    با تشکر از سایت پرمحتوای شهرمون / کار زیباییست زنده کردن یاد و خاطره رزمندگان دفاع مقدس و بیان خاطرات جنگ تحمیلی/ سربلند باشید

  3. دل خوش به فانوسم نکن :
    ۲۸ مرداد ۹۶

    جنگ کردن مهم نیست با آرمان های انقلاب و جنگ و شهید و شهادت ماندن مهم است.
    دل خوش به فانوسم نکن *** مگر اینجا خورشید نیست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.