Monday, 6 February , 2023
امروز : دوشنبه, ۱۷ بهمن , ۱۴۰۱ - 16 رجب 1444
شناسه خبر : 5606
  پرینتخانه » جدید, در شهر تاریخ انتشار : 09 آبان 1393 - 19:29 | 647 بازدید |

به یاد پدرهای سفر کرده

فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد          با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد اینها که من از جفای هجران دیدم        یک شمه به صد سال بیان نتوان کرد هنوز هم که تماس از خانه دارم قلبم بالا و پایین می پرد دلم انتظار می کشد گوشم بهانه می گیرد برای […]

به یاد پدرهای سفر کرده

پدر

فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد          با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد

اینها که من از جفای هجران دیدم        یک شمه به صد سال بیان نتوان کرد

هنوز هم که تماس از خانه دارم قلبم بالا و پایین می پرد دلم انتظار می کشد گوشم بهانه می گیرد برای شنیدن صدایت . زبانم بیقرار است

 برای پرسیدن احوالت . چه کرده ای با من؟

دلم برای سلام و احوالپرسی صمیمانه ات ، گفتگوی خودمانیت و راهنمایی های ذکاوتمندانه ات تنگ است. یاد دل دریایی ات مرا دلتنگ کرده است. چگونه است یاد دل عظمیت در دل تنگ من خانه کرده است.چه کرده ای با من؟

نمی دانم چرا این دست ها بلرزه درآمده اند حتماّ دل تنگ دست دادن با دست های پر توان و مهربان پدرند. ای مهربان من چه کرده ای با من؟

پا های من شما را چه شده است دیگر یارای تحمل این داغ را ندارید زیر بار این داغ کمر خم کرده اید

ای عزیز دل شرح فراقت بازگو شدنی نیست . کدامین گوش ها قادرند این درد دوری را بشنوند.کدامین  کمر ها زیر بار این داغ خم نمی گردد.

ای دل تو را چه شده است چرا به هر ندایی به لرزه در می آیی؟ دل تنگ من دانم یارای پنجه در انداختن نداری .

ای نفس از چه برآیی؟ای سینه تنگ از چه نشکافی؟

همه گویند درد و داغ و هجران در پیچ و تاب زمان کم رنگ می شوند اما ای جان من  تو فراتر از زمانی. هنوزم گفتن یاد تو برایم عذاب آور است چرا چرا باید بگویم یاد تو؟ یاد برای آن کسی است که فراموش شدنی است. اما نفس من بدون تو بر نمی آید. این نفس ها شهادت می دهند که تو در جان من سکنی گزیده ای. من پر از غصه ی قصه هاتم ای عزیز دل.دلی که متعلق به توست.

دست تو و سرمن ، سر منو بی پناهی ؛ بی پناهی هیچ است هیچ که غمی ندارد .دست منو خاک گور، دست و خاک که هیچ است ،خاک و سر من، سر در راه عزیزم که هیچ است، خاک و جان جان در ره تو.

عصیانگری و سرکشی قلب من بی بهانه نیست ز فراق توست ای عزیز دل من. نمی­دانم با این حواس پرت چه کنم هی گویم دل من، آخر دلی که یاد تو در آن آشیانه کرده دگر مال من نیست.

گوش دل من تشنه شنیدن زمزمه­ی صمیمانه­ات با حضرت دوست است، پس از آن دعاهای بی ادعایت بر سر سجده­ی حق نوایی گوشهایم را نوازش نکرده است. شعله­ی محبتت در دل من تا به ابد سوزان است سوز دل من از همه کس  پنهان است.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۱۲
  1. چارطاق :
    ۰۹ آبان ۹۳

    زیبا و تاثر برانگیز بود.

    ده دقیقه سکوت به احترام دوستان و نیاکانم
    غژ و غژ گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها…
    ما باید مادرانمان را دوست بداریم
    وقتی اخم می کنند و بی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند
    ما باید بدویم دستشان را بگیریم
    تا مبادا که خدای نکرده تب کرده باشند
    ماباید پدرانمان را دوست بداریم
    برایشان دمپایی مرغوب بخریم
    و وقتی دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند برایشان یک استکان چای بریزیم
    پدران ‚ پدران ‚ پدرانمان را
    ما باید دوست بداریم

  2. سمیرا :
    ۰۹ آبان ۹۳

    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

    صحنه پیوسته بجاست

    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

  3. یه همشهری :
    ۱۰ آبان ۹۳

    خیلی زیبا بود

  4. نوشادی اسماعیل :
    ۱۰ آبان ۹۳

    با تشکر از همه همشهریان بالاخص عزیزانی که این مطلب را خوانده و نظر گذاشتند

  5. م ازبوشهر :
    ۱۷ آبان ۹۳

    باید نگریست. چه بسا تا غم نبینی در بطن این مفاهیم نخواهی رفت. به عبارتی به دریا رفته می داند مصیبتهای طوفان را…

  6. علی :
    ۱۳ اردیبهشت ۹۴

    خوشبختی یعنی اینکه بدانی قلب پدر هنوز می تپدد قلب مادر هنوز می تپد خوشبختی ازین بالاتر نیس خدایاااااااا شکرررتتتتتتتتتتتتت ک می تپد

  7. علی :
    ۱۳ اردیبهشت ۹۴

    خدایا آن قلب های زیبایی که دیگر نمی تپد را شاد کن و با حسین و عباست محشور و همنشین کن

  8. علی :
    ۱۳ اردیبهشت ۹۴

    کاش بمیرم قبل از تو آآآآآآآآآآآآآمیییییییییین

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.