ad

مطالب مشابه

44 Comments

  1. 1

    زارع

    ای کاش آخوندها و مراجع هم فتوا میدادن تا جلوی فساد اداری، ظلم کله گنده ها، رانت خواص و… گرفته بشه
    آیا مراجع از نفوذ کافی در بین مردم امروز برخوردار هستن؟ یا اراده ای در آنها برای ورود به این مهم وجود ندارد؟

    ۵
    ۵
    پاسخ
    1. 1.1

      حسن خنجری

      جناب زارع بنظر شما مراجع تا الان کم فتوا دادند؟
      خبر های روز مره را چک کنیم متوجه میشویم که امام خامنه ای ،امام جمعه ها و مراجع تقلید راجع به گرانی و فساد هر هفته و هر روز سخنرانی میکنند.
      منتها گوش شنوایی نیست که به درد و گرفتاری مردم برسد.
      هرچند که خود کرده را تدبیر نیست و ان شالله به امید روزهای بهتر

      ۴
      ۳
      پاسخ
      1. 1.1.1

        زارع

        آقای خنجری یعنی چه گوش شنوایی نیست یعنی مردم از مراجع روی برگردانده اند؟ بعد از چهل سال استیلای روحانیون بر حکومت مرکزی و صرف این همه هزینه حکومت دستاورد باید این باشد که مردم به حرف مراجع وقعی نهند؟

        ۴
        ۳
        پاسخ
        1. 1.1.1.1

          حسن خنجری

          مشکل مرجعیت نیست.منظورم از نبودن گوش شنوا بعضی مسئولان بی کفایت هست که اهمیتی به سخنان مراجع نمیدهند.در راس هم مسئولی که معیشت مردم برایش اهمیتی ندارد.گرانی سال ۹۷گواه این موضوع است

          ۱
          ۱
  2. 2

    میراث

    سلام و عرض ادب.

    ضمن احترام به جناب حسانی و تشکر ویژه از ایشان.

    در مورد وقایع اسیران اراک و چهار نفر از هموطنان اطلاعاتی صحیح در اختیار عزیزان قرار میدهم که هم واقعیت بیان بشه و هم از غلو و قهرمانسازی این چهار نفر مطالب غیر واقعی منتشر نشود.

    در سال ۱۳۲۲ یه ستون نظامی که از حکومت مرکزی بوده وارد فراشبند می شود و با فامیل اولاد ارتباط برقرار میکنند و این ارتباط زمینه ساز اختلاف بین اولاد و چهار نفر از اقایان یاد شده می شود که در ان زمان ریاست میکردند.همین اختلاف باعث می شود فامیل اولاد از ستون نظامی درخواست کنند که شما هر چه سریعتر ترتیبی اتخاذ نمایید و این چهار نفر را از فراشبند برای مدتی دور نمایید که ستون هم با قدرتی که در اختیار داشته این چهار نفر را به زندان اراک منتقل مینماید.

    ستون هم پس از مدتی اسکان در فراشبند حرکت به سمت ابادان میکند و تعدادی از اقایان اولاد هم همراه ستون برای همیشه از فراشبند نقل مکان و در ابادان مستقر میشوند و این چهار نفر هم پس از چند ماهی در زندان و بی گناهی ازاد می شوند و به فراشبند باز می گردنند.

    از جناب حاج علی حسانی انتظار میرود اطلاعات جامع تری از وقایع گذشته فراشبند به نسلهای حال و اینده منتقل کنند
    که به واقعیت نزدیک باشد.

    با عرض پوزش

    ۳
    ۳
    پاسخ
    1. 2.1

      تاس

      در قبال امثال شما باید سکوت کرد به جای افتخار کردن حسادت میکنید

      ۴
      پاسخ
      1. 2.1.1

        تاس

        این ۴ نفر باعث افتخار فراشبند هستن جناب میراث

        ۲
        ۲
        پاسخ
    2. 2.2

      حسانی علی

      سلام
      خوشحال می شم از نزدیک شمارا زیارت کنم واز اطلاعات موثق شما استفاده نمابم .

      یه خورده حوصله به خرج بدید این سوژه ( اسیران اراک،) طی ۹ یا ۱۰ شماره ان شاالله در نشریه ی ( چارطاقی) و سایت آبپا منتشر می شود وزوایای ( احیانا مبهم برای شما) روشن خواهد شد.

      جهت اطلاع بیشترشما این چهار نفر در درقالب یک گروه ۱۸۰ نفره از سراسر کشور وعمدتا شخصیت های سیاسی و ژنرالهای نظامی و روشنفکران وروزنامه نگاران امثال ایت الله کا شانی، متین دفتری، خلعتبری وغیره تحت عنوان « ستون پنجم المان درایران» مخرب و آشوب گر شناخته شده و زندان می شوند.

      مستند این ادعا حد اقل دو منبع معتبر زیر می باشد:

      «کتابی به نام ،محبوسین متفقین درایران نوشته ی نوه ی مرحوم خلعتبری که اخیرا به چا پ رسیده،واطلاعات ودست نوشته های این اسیران دران ثبت شده وکتاب دیگری به نام اسیران ، ازنورالله لارودی که سال۱۲۷۱ نوشته شده ،چندمورد اشاره به این افتخار افرینان نموده است»

      واشاره کتم خوبست یه مقدار تامل ببشتر به فرمائید!

      حداقل من ( نویسنده ی مقاله) چه نفعی دراین بین قرار است نصیبم شود، که به زعم شما درصدد « قهرمان سازی ) باشم.

      توصیه میکتم برای اینکه بیشتر اهداف من را ازاین پروژه متوجه شوید . زحمت به خود بدهید ۲۶ شماره ی قبل به ویژ ه چهار شماره ی پیش مقدمه ومقدمه را مرور به فرمایید وشماره های بعدی راهم ( تا انجا که خداوند توفیق دهد) با حوصله وبدون پیش فرض مطالعه فرمائید.

      البته همین حا عرض کنم یک هدف من از انتشار سلسله وار این پروژه بهره مند شدن از نقد ونظر های منصفانه ی احتمالی برای ویرایش نسخه نهائی وهر چه پرپار تر و مستند تر شدن پروژه می باشد.

      ۱
      ۴
      پاسخ
    3. 2.3

      ناشناس

      میراث جان سلام.به نظر من شما که اطلاعات دقیق و متقنی در رابطه با اسیران اراک دارید خودتون رو معرفی کنید تا بشود در این مورد وارد بحث شد.ضمن اینکه یه آدم شجاع که نقد حق طبیعی ایشون هستش خودش رو معرفی میکنه.اگه امکان معرفی خوتون نیستیش معتقدم سن و عقل شما در ابن مورد قد نمیده و احساسی عمل میکنید.باز هم متذکر میشم واسه رفع هرگونه ابهام بنده حاضر به گفتگو هستم.باسپاس از جناب آقای حسانی و شما(میراث).
      حمید عالیشوندی نوه ی حاج غلامرضا عالیشوندی

      ۳
      ۵
      پاسخ
      1. 2.3.1

        حسن خنجری

        این بنده خدا فقط نظرش را فرموده.
        فکر نکنم اهانت از روی تعصب به ایشون درست باشه جناب عالیشوندی

        ۵
        ۱
        پاسخ
        1. 2.3.1.1

          غلامرضاعالیشوندی

          سلام. نظر باتکذیبیه فرق میکنه حسن آقا. نظرهمه محترمه ولی اتهام دروغگویی گناهی بزرگه

          ۱
          ۶
    4. 2.4

      ناشناس

      اگر با قدیمی های فراشبند انان که اقای حسانی جای فرزندشان محسوب می شود مراجعه کنید خواهید فهمید که اقای میراث درست می گویند و آقای حسانی خواسته یا ناخواسته اطلاعات درستی ارائه ننموده است فقط جناب میراث عرض کنم این که گفته اید بعضی از فامیل اولاد برای همیشه از فراشبند رفته اند صحت ندارد و اکثر انان به فراشبند باز گشته اند

      ۳
      ۱
      پاسخ
      1. 2.4.1

        حسانی علی

        سلام خدمت شما عزیز.

        وهمه ی عزیزانی که دل در گرو فرهنگ، ارزشها، و افتخارات وطن، به ویژه زادگاه افتخار آفر ینمان فراشبند دارند.

        من به جد وبی صبرانه از هرنوع نقدی که منجر به دستیابی به واقعیات و پر بار تر شدن کارم گردد استقبال می کنم.

        در طول « حد اقل سه سال گذشته» سعی کرده ام با ا کثر پدران ومادران و علاقه مندان به تاریخ و فر هنگ شهر ستانمان در , شهر و روستاها وعشایر تماس بگیرم واز اطلاعات انها بهره مند شوم.

        بله متاسفانه از فرهنگ وتاریخ وارزشها وافتخارات گذشتگانمان « به ویژه درزمینه حضور درصحنه ها ی کلان سیاسی و اجتماعی » ، به استثنای یکی دومورد درسالهای اخیر، تنها منابعی که در دسترس داریم ، تاریخ شفاهی و اطلاعات سینه به سینه است، وشکی هم نیست که نقل قولها ئی که برایمان مانده و هم اکنون می توانیم به دست اوربم، صد درصد باهم هم خوانی ندارند.

        اما خوش بختانه در این مورد ویژه « داستان اسیران اراک» حد اقل دو منبع نوشتاری وجود دارد .

        و خوش بختانه تر اینکه:

        ۱- نویسنده ی هردو حتی از استان فارس هم نیست، که شبهه ی تاثیر تعصبات فامیلی و قومی قوت گیرد.

        ۲- منابع هردو، یاد د داشت ها ، نوشتارها و اظهارات کسانیست که خود جزء گروه ۱۸۰ نفره بوده. و مدتها در زندان بوده اند

        ۳- اصل موضوع « اسیران اراک» ، اتهام ستون پنجم المان، حضور متفقین و متحدین درایران ، .غائله ی جنوب کشور ونقش مردم جنوب ، واقعیتیست که کتابها ومقالات فراوانی درمورد ان نوشته شده، که نویسنده ی بعضی انها هم خارجی می باشد..
        ولی انچه از این چهار نفر نام می برد تاکنون همین دومنبع به دست من رسیده است.

        و ازاینکه زادگاهمان مورد نظر هردو اردوگاه جهانی « متحدین ومتفقین » بوده و مردم فراشبند دراین غایله بی تفاوت نبوده اند هم ،شکی نیست، تمام سالمندانی که علاقه به تار یخ و مسایل اجتماعی داشته اند. این نکته را به نحوی تائید میکنند .

        انچه در زمینه ی اسیران اراک مطرح کرده ام ، مبنای اصلی ان همان دوکتاب یاد شده است،.
        ولی جزئیات وداستانها و و یژگیهای قهرمانان این داستان ، که همان چهار نفر می باشند, ودر ادامه ملاحظه خواهیدنمود،از نقل قولهای سالمندان وبعضا نوه ها وخانوادهای ان ها استفاده شده ا ست.

        « انتطار دارم دراین مورد اولا هرکس نقدی دارد بانام وشهرت شناخته شده ی خودش مطرح فرماید
        ، ثانیا بزرگواری فرمایند اطلاعات خود را ازنزدبک وحضوری در اختیار حقیر بگذارند.
        تا بتوانم در ویرایش نهائی از انها استفاده کنم.

        ضمنا اگر اسناد ودلایل مطمین و مستندی باشد ، که این ادعا را رد کند، با جرات و شهامت عرض می کنم، اماده هستم به اشتباهاتی که رخ داده اعتراف وتصحیح کنم.

        واصلا درمقدمه وپیش مقدمه این نکته را روشن کرده ام.

        که قصدم از انتشار جزء به جزء و سلسله وار مطالب همین است ، که شاهد نقد ونظر ها باشم برای اصلاح نسخه ی اصلی.

        ازهمه ی شما عزیزان پوزش می طلبم وسپاس گزاری می نمابم

        ۱
        ۳
        پاسخ
    5. 2.5

      کلمه سبز

      در متن به جای آباده، آبادان نوشته شده است که نادرست است.

      پاسخ
  3. 3

    غلامرضاعالیشوندی

    سلام خدمت میراث عزیز. کتاب محبوسین متفقین نوشته دکترخلعت بری که پدرخودشون جزو زندانیان اراک بوده مستند ادعای استاد حسانی و بنده بعنوان نوه ی یکی از اسرا میباشد. ادعای شمامبنی برتقاضای خاندان محترم اولادازستون نظامی برای اسارت این چهاربزرگوار باکتاب مستند محبوسین متفقین هم خوانی ندارد. چرابه نظرشما عجیب می‌آید که بزرگانی ازفراشبنددربین محبوسین وجوددارند؟ این چهارشخصیت آدمهای کم سوادوکم نفوذی نبوده‌اند. ازبزرگان خودنیز جویاشوید این بزرگواران دارای سواد سیاسی خوبی بوده اند. کسانی که ایلخانان به آنها اعتماد داشته. بنابه اظهارات متقنی که از بزرگان فراشبند دریافت کرده ام مرحوم حاج غلامرضا عالیشوندی بدستور رضاشاه وتاییدیه فرمانداری به کدخدایی فراشبندرسیده است وچنین فردی میتوانسته برای انگلیسی که درجای جای ایران برنامه‌ریزی میکرده خطرآفرین باشدوهمچنین سایربزرگواران اسیر. یعنی شخصیت این چهارنفر به اندازه یک افسرنظامی هم نبوده؟ کمااینکه خیلی بیشترهم بوده. ازنقدشما سپاسگزارم

    ۳
    ۷
    پاسخ
    1. 3.1

      محمد

      سلام خدمت دوستان عزیز.
      رضاخان را انگلیس روی کار آورد. بعد چطور میشه کسی که توسط رضاخان کدخدای فراشبند شده ، مخالف انگلیس باشه؟!!!!
      یه چیزی بگید تا باورمون بشه!!!!!!

      ۳
      پاسخ
      1. 3.1.1

        غلامرضاعالیشوندی

        درعالم سیاست هراتفاقی میافته ودرک این مطلب برمیگرده به بلوغ سیاسی ما. اگرشما مطالعات سیاسی داشتین قطعا این سوال براتون پیش نمیومد. ضمن احترام به نقدشما

        ۵
        پاسخ
  4. 4

    تاس

    در قبال امثال شما باید سکوت کرد به جای افتخار کردن حسادت میکنید جناب میراث

    ۱
    ۵
    پاسخ
    1. 4.1

      ناشناس

      بحث افتخار یا سکوت نیست بحث بیان واقعیت هاست که بیان نشده است

      ۳
      پاسخ
  5. 5

    احسان

    آقایاخانم میراث. نقدرو باید بامستندات ارائه کنید والا نشانه ی بیسوادی شماست. یعنی حسادت به چهارخاندان محترم تااینقدر؟؟

    ۵
    پاسخ
  6. 6

    حمید عالبشوندی

    آقا یا خانم با نام مستعار میراث سلام..شما که تاریخ فراشبند رو خوب میدانید ونوشته های جناب آقای حسانی و نویسنده ی کتاب تاریخی اسیران اراک رو به چالش و نقد کشیده اید لطفا خودتون رو معرفی نموده تا بهتر بشود در این رابطه بحث کرد.اگر شما مستنداتی دارید که این نوشته ها صحیح نیستش شجاعت بخرج دهید و خودتون رو معرفی کنید در غیر اینصورت فک نکنم در تحلیل و بررسی تاریخ فراشبند به ویژه این مطاب عقلتون قد بدهد .

    ۷
    پاسخ
  7. 7

    غلامرضاعالیشوندی

    ای کاش بانام واقعی همدیگررو نقد میکردیم. چه اشکالی داره ماهم باارائه مستندات دوستان قانع میشدیم.معمولاآدمهای بزرگ زاده شجاعت زیادی دارن.

    ۱
    ۵
    پاسخ
    1. 7.1

      حسن خنجری

      احسنت.
      هر کس اظهار نظر میکنه باید اسم هم بنویسه

      ۲
      پاسخ
  8. 8

    احسان

    خداروشکر این چهارخاندانی که ازبزرگانشون نام برده شده دارای شجره نامه هستن. منتقدین محترم ناشناس و میراث عزیزهم چنانچه دارای شجرنامه هستن مستندات رو ارائه کنند. شجرنامه ای چندصدساله نه درحد ۱۰۰سال

    ۳
    پاسخ
  9. 9

    میراث

    سلام مجدد خدمت برادر ارجمند جناب حاج علی حسانی و دوستان.
    در مورد گفتار شما نکاتی خدمتتان عرض مینمایم .

    ۱_ شما فرمودیداین چهار نفر در قالب گروه ۱۸۰ نفره از سراسر کشور که قطعا این تعداد بیشتر بوده و بازداشتگاههای تهران ، اراک و رشت را شامل میشده.

    ۲_عنوان ستون پنجم المان در ایران که شمافرمودید فقط در مورد تعداد کمی از این عزیزان صدق میکنه نه تمامی ۱۸۰ نفر بازداشتی؟

    ۳_ کتاب محبوسین متفقین انوشیروان خلعتبری رو بنده مطالعه کرده ام و موردی که ثابت کنه این چهار نفر توسط متفقین دستگیر و روانه بازداشتگاه اراک شدن را یافت نکردم، کتابی معمولی و بیشتر دست نوشته و خاطره هست و چیزی از جزییات توضیح داده نشده و حتی چهار نفر یاد شده اظهار بی اطلاعی و بی گناهی میکنند.

    ۴_ در مورد قهرمانسازی منظورم شما نبودید و سو تفاهم پیش امده و از محضر جنابعالی عذرخواهی و از زحمات شما سرور گرامی در این راه دشوار تشکر ویژه دارم.

    در پایان خدمت بعضی از بزرگواران عرض کنم بنده کمبود حسادت ندارم و انتقاد اینجانب نباید دراین زمینه توهین قلمداد شود.

    با تشکر

    ۴
    ۲
    پاسخ
    1. 9.1

      حسانی علی

      متقابلا سلام
      « ضمن ابنکه بازهم ارزو میکنم حضوری وشفاف با هم صحبت کنیم ، نه اینکه من شمارا نشناسم!!»

      چند نکته:
      ۱- در هر بازداشتگاه افراد زیادی باجرمهای متفاوت نگهداری می شوند

      ۲- اما در هیچ کشوری زندانیان سیاسی را با دیگر مجرمان مثلا قاتل و دزد وغیره یک جانگهداری نمی کنند.

      ۳- حرف شما درست است که در این سه بازداشتگاه زندانیان بیشتری بو ده نه همین ۱۸۰ نفر .

      ۴- ولی این ۱۸۰ نفر در هردو کتاب به عنوان یک گروه نام برده شده ، حتی باشماره ردیف شمارش شده.( که اصلا جای هیچ شبهه ای نیست که ممکن است مثلا کاشانی وخلعت بری بآ این چهار فراشبندی جرمهای متفاوتی داشته باشند.)، همین که دریک گروه و یایک بند زندان نگه داری می شده اند، دلیل بر تشابه جرمی انهاست.

      ۵- اینکه آلمانها در فراشبند « اون زمان» حضور محسوس داشته اند ، وحتی مقدمات فرودگاهی را فراهم کرده اند، وبعد ا توسط یکی از همین چهار نفر به پیشنهاد خود المانها تخریب شده و تبدیل به باغ شده« برای از بین بردن اثر جرم» تقریبا اکثر سالمندانی که باانها مصاحبه کرده ایم تایید کرده اند.

      واینکه جاسوسانی از انگلبس همان زمان در فراشبند با عنوان وشکل متفاوت هم حضور داشته ، و برای انها جاسوسی می کرده ان هم باز افراد زیادی تایید کرده اند.
      « یکی از همین چهار نفر هم نقل کرده که درزندان با یک یا دو نفر از این جاسوسان برخورد کرده است».

      ۶- البته نمی شود ادعا کرد که ابن ۴ نفر از نظر جایگاه و فعالیت سیاسی در حد شخصیت هایی مانند کاشانی و دیگران بوده اند , وماهم چنین ادعائی نکرده ایم. ومن همین نکته را پبش لینی می کردم ود ر یکی غز همین شماره ها مورد زیر را اشاره کرده ونوشته ام:
      &&&
      ….خوبست اشاره ای هم به این نکته داشته باشم که ،قصد ندارم براین مطلب اصرار ورزم که فراشبند یها درآن زمان همپای دیپلمات ها،ژنرالهای نظامی ورجال سیاسی-معنوی بزرگی چون آیت الله کاشانی دربرنامه ریزی ومبارزه بر علییه استبداد واستعمارنقش تعین کننده داشته اند،که ازجانب بعضی «خرده بگیران» وگاه«تنگ نظران» متهم به غلو یا اغراق درباره ی زادگاه مان گردم،اما انصافا این حادثه که بین ۱۸۰ نفر عنصر خطرناک ازنگاه بیگانه ای چون کفتارپیر استعمار۴نفر ازعناصر خطرناک برای متفقین در محیطی شناسائی شوند که ازحداقل ابزار وامکانات فراگیری علم ودانش و اطلاع رسانی و هرنوع رسانه ی ارتباط جمعی زمان خود محروم باشد،آیاپدیده ای شگفت انگیز نیست که هر شنونده ی منصفی را به تعجب وتحسین وادارد؟هرپژوهشگر بیطرف وقتی بااین پدیده برخورد کند به یقین به فکر می افتدکه باید رمزی مهم دراین بین وجود داشته باشد،وناخداگاه وادار به کنکاش برای کشف آن اسرار می گردد…..
      &&&&

      ولی بازهم باید متوجه باشیم که تفاوت شخصیتهای سیاسی اون زمان امثال متین دفتری و‌ …. با این چهار نفر از نظر جایگاه سیاسی ، یا درحال حاظر تفاوت فعالان سیاسی اجتماعی که مثلا در رو ستاها زندگی میکنند، با امثال شخصیت هائی چون تاج زاده و سروش خاتمی ودیگران یک تفاوت ذاتی نیست، بلکه بیشتر به لحاظ موقعیت وبستر احتماعیست.

      بعنی اگر همین افرادوامثال انها آن زمان درتهران زندگی می کردند,معلوم نبود کمتر از کاشانی و خلعت بری مؤ ثر می بودند..
      « بازهم پوزش می طلبم و وانتظار دارم اطلاعات مستند خودرا از حقیر دذیغ نفرمائید««

      ۱
      ۲
      پاسخ
    2. 9.2

      حمید عالیشوندی

      سلام..میراث عزیز محبت بفرمایید خودتون رو معرفی کرده تا خدایی نکرده شما رو متهم به بیسوادی(سواد تاریخ شناسی) و فرار رو به جلو نکنیم.کسی که منتقد هستش و مشکلی نداره خودش رو معرفی میکنه.هرچند که ادبیات به کار برده ،حدس بنده رو برای شناخت شما بیشتر میکنه و اگر درست باشه مطمئن هستم تمام نوشته های شما من درآوردی و ازروی جهل و بی اطلاعی هستش

      ۲
      پاسخ
    3. 9.3

      مهدی عالیشوندی

      ای داد……این همه توهین، این همه حسادت. حالا یه آدم منصف وبی طرف والبته باسوادپیداشده میخوادتاریخ فراشبند رو بیان کنه شماهانمیذارین. بابا قرارنیست درمقابل کل مردم بایستین. به نظراکثریت که توهین میکنی وفقط میگی آنچه من میگم. تحصیلات شماچقدره؟ بااستناد بگو کجای تاریخ فراشبندجاداری؟ اجداد خدابیامرزت رو معرفی کن. شماهم شجره نامه ات روبگو تا درتاریخ فراشبندثبت بشه. ملت که حسودنیستن. ازبردباری خاندان عالیشوندی، قاسمی ودشتی سواستفاده نکن. اصلا خودتو معرفی کن شجاع باش. قصدداشتی فامیل های این چندبزرگواررو درمقابل خاندان محترم اولادقراربدی که بادرایت آنهامیسرنشد. میخواستی بگی فقط اولاد حرف اول رومیزدن؟ البته اولاد هم بزرگ اند ولی کسی نوکر درخانه ی کسی دیگرنبوده. این سه خاندان هم بزرگ اند. کمی حیاهم خوبه عزیزمن

      ۲
      پاسخ
  10. 10

    مهدی یگانه

    با سلام و عرض ادب

    قطعاً خالی از لطف نیست که اشاره گردد استاد ارجمند و گرامی جناب آقای حسانی با حسن نیت پروژه ای به این مهمی را شروع نموده، که اصطلاحاً توجه به اینکه هر پروژه ای در چرخه عمر تا رسیدن به محصول نهایی و خروجی نیاز به گذراندن مراحلی می باشد. ( حتی نقد با هدف بهبود و تعالی ) و بدون شک همانگونه که مستحضرید پروژه های پژوهشی مخصوصا در زمینه تاریخ نیاز به استفاده از منابع و همچنین مستندات و یک سری حدس یات و روایت های عامیانه و نقل قول های سینه به سینه می باشد که به یقین نگارنده در پیش بردن مقصود خود با درایت صحیح در خصوص موضوعات انتخابی و سرفصل های مهم سعی در اشاره به منابع و ماخذ نموده است.
    در ادامه نحوه نقد و انتقاد دوستان یک مقدار به نظر ناپخته و صرفا هدف بردن مسئله به حاشیه می باشد، که شاید نیاز باشد دوستان عزیز در نقدهای خود تجدید نظر نموده و با معرفی خود و ایجاد یک فضای شفاف و مثبت نسبت به بیان نظرات خود اقدام نموده و مطالب مورد بحث و نتیجه گیری قرار گیرد.
    با آرزوی سالی خوب و با سلامت برای تمامی عزیزان.
    مهدی یگانه

    ۱
    پاسخ
  11. 11

    ناشناس

    با سلام بسیاری از افراد که دیدگاه خودشان را ارایه کرده اند به نیاکان خود می نازند گویی عصر حجر است گاه شجره نامه می خواهند گاه حالت انفعال نشان می دهند گاه می گویند ما یزرگزاده ها چنین و چنان هستم واقعا که ناپسند و تهوع اور است گویی اسمان شکافته و عده ای فرو ریخته اند درست مثل هندوها در هندوستان که مردم را به دو طبقه اشرافی و نژاد پست یا کاستها تقسیم کرده و به خود اجازه می دهند هرچه دلشان خواست به نژاد فرومایه یا کاستها بگویند ایا اگر کسی بر اثر یک اتفاق مجهول به زندان رفت یا اینکه مدتی از جانب حاکم ظالمی مثل رضاشاه یا خانی مثل ناصر خان چند صباحی بر روستای کوچکی در عهد قدیم حاکم شده و بعد هم معزول شده است بازماندگان انها برگزیده و دردانه عالم خلقت اند چنین افکار برتری طلبی خلاف قران و رروحیه هر انسان ازاده است در قران می فرماید الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر وکلا سوف تعلمون والی اخر
    یعنی وای یر احوال انان که بر مردگان خود فخر ورزیدند و برای اثبات این عقیده به شمارش مردگان خود پرداختند
    اگر چند سال حاکم یک شهر یا روستایی بودن سبب بزرگی و بزرگزاده بودن است پس فرزندان و نوه های تمام بخشداران و فرمانداران فراشبند و سایر شهرها ار ابتدا تا پایان عالم خلقت انسانهایی عجیب و غریب و از نسل نجبا و انسانهای برترند یعنی همان اقازاده ها که در دستگاه حکومت هم حضور دارند و مردم از انه دلخوش نیستند
    من خطاب به این دسته افراد می گویم چون شیر به خود سپه شکن باش فرزند خصال خویشتن باش انجا که هنر بایدت بود فرزندی کس نداردت سود به جناب اقای حسانی هم می گویم مقالات شما از احیث پژوهشی و ارایه سند فوق العاده ضعیف است بهتر است به جای دلخوش شدن به برخی نظریات بی مایه از حیث علمی و گاه بر حسب تعصب قبیلگی در خانه بنشیند و ده تا کتاب درست و حسابی بخوانید و بعد دست به قلم ببرید خواهش می کنم این قدر برجسته سازی نکنید و سبب ایجاد توقعات عجیب در برخی افراد نشوید
    نکته دیگراینکه اگر کسی یک حرفی می زند می گویند حسادت کرده ای چه حسادتی / شما اول ثابت کنید که این اقایان چه کار مهمی کرده اند بعد ادعای بزرگی کنید برخی از این افراد پیوسته اعتراض می کنند که چرا برخی خود را معرفی نمی کنند نیازی نیست که حتما اسم خود را بگوییم اگر پاسخ منطقی دارید بگویید با این حسابی که شما جلو میرویدچند سال دیگر باید مجسمه این اافراد را از طلا ساخت و در دروازه فراشبند نصب کرد

    ۳
    پاسخ
    1. 11.1

      احسان

      بحث حاکمی تنهانیست بحث اصالت است وریشه.سخنان شما مغلطه است.

      ۱
      پاسخ
    2. 11.2

      حسانی علی

      سلام
      ضمن تشکر از اظهار نظر شما ( چند نکته):
      ۱-من برخلاف شما اصل موضوع را ازجنبه ی دیگری می نگرم.
      الف: خداوند تمام پدیده ها را متفاوت و به صورت طیف آفریده، به طوریکه ذاتا سرطیف از (حد اقل )توان کارامدی و انتهای طیف از( حد اکثر) برخوردارو بقبه و سط قرار می گیرند.
      ب: پدیده ی هوش یا ضریب هوشی هم از این قاعده مستثنی نبست. ابتدای طیف کم هوشها یا استثنائیها و انتهای آن تیزهوشان ونخبه ها واقع می شوند.
      ج- علوم عقلی ونقلی وتجربی ،همه براین نکته هم نظر هستند که منحنی توزیع تمام پدیدها درطبیعت ( نرمال) است. توزیع بهره هوشی هم به یقین بر همین قاعده است.
      د: پس در این مورد جای شکی نیست که در تمام جوامع بشری از کوچک وبزرگ و در تمام زمانها ، ازدورانهای غار نشینی تا قرن اینترنت به نسبت جمعیت هرکشور، استان ، شهر یا روستا نخبگان و تیز هوشانی خداوند خلق کرده است، که وظایف ویژه ای برعهده دارند.
      ه: این نخبگان از اقتصادی و علمی وهنری ، تاسیاسی و اجتماعی وغیره..می باشند، وهر دسته باعث خلاقیت ها ، ابتکارات ، اختراعات و اکتشافات در زمینه ی استعدادی خود می شوند. ازکشف نیروی ( سنگ چاخماق // تاالکتریسته و برق ) گرفته، تا ( کشف تاثیر داروئی از گیاهان // درمانهای لیزری فعلی …و غیره) .
      نخبگان سیاسی واجتماعی هم به همبن صورت در تمام جوامع وتمام زمانها بی شک وجود داشته و به نسبت در هر روستا ی کوچک یابنکوی عشایری تا روستا و وشهر وبخش و هرکشور رسالت الهی(یا طبیعی) خود را انجام داده ومی دهند.
      و:این نکته هم قابل تامل است ، که اگر درهرزمانی می بینیم مثلا سیاسون و داشمندان و مخترعان سر شناس واستثنائی اغلب مثلا در مراکز کشور ها ی پیش رفته یا درهر کشوری از مرکز ان کشور یا شهرهای بزرگ برخواسته وبرمی خیزند الزاما به این معنی نیست که ، تیزهوشان و مستعدان، استثنا ئا در ان مکانها بوده وهستند،وانانی که در رو ستاها و بنکو های عشایری و غیره زندگی کرده ومی کنند توان در حد انها را نداشته وندارند، این دیگر بر می گردد به موقعیت زمانی ومکانی و فرصت رویش ظرفیت ها واستعداد های بالقوه .
      به ابن معنی که اگر زمینه ی مساعد برای همین کسانی که در فراشبند خودمان در زمان جنگ جهانی زندگی می کردند پیدا می شد ، معلوم نبود الان سر شناس تر از کاشانی ومتین دفتری ورضاشاه و غیره وغیره نبودند!
      وامروز هم اگر زمینه وموقعیت ابجاب می کرد بازهم معلوم نبود ونیست درهمین شهر خودمان نخبگانیi خلاق تراز مثلا تاج زاده و زیبا کلام وسروش غیره غیره در زمینه ی سیاسی واجتماعی؛ و به طور مشابه در زمینه های علمی واختراعات واکتشافات غیره پیدا نمی شدند.
      اما اینکه از بهره ی هوشی ، این نخبگان ؛ مثلا سیاسیون// هیتلر واستالین و فرعون پیدا می شود یا// نهرو ماندلا و موسی و… بحث دیگریست.
      این است که من معتقدم در هر دوره وزمانی شخصیت های نخبه وبزرگانی بوده اند که رسالت اداره ی شهر ودیار خود را بردوش داشته ودارند.
      و ویژگیهای اخلاقی و فرهنگی و سیاسی واجتماعی ان هاست که تاریخ هر شهر ودیار را رقم زده و می زند.
      بعضی جوامع افتخار این راپیدا می کنند که، نامشان در تاریح به نیکی و مردانگی وقهرمانی و ضد ظلم واستبداد ثبت می شود؛ وبعضی برعکس ان!!
      این تفاوت بیش ازهرعاملی متاثر از ویژگیهای رفتاری و اخلاق نخبگان ان دوجامعه می باشد؛ که آنهم تا اندازه ی زیادی از فرهنگ نهادینه شده در ان دوجامعه می باشد.
      با این توضیح من باتوجه به حضور در انقلاب وجنگ و وبعد از جنگ ، دریافته ام که انصافا زادگاهمان در خیلی از موارد ، ازجهات صفات برجسته ی انسانی که سازگار بافطرت انسان می باشد ، نسبت به خیلی از جوامع مشابه برتری محسوسی دارد.و علاقه پیدا کرده ام به ثبت وضبط انها به پردازم.
      این راهم در بستر گذر زمان یاد گرفته ام که رفتار و واخلاق وویژگیهای رفتاری معمولا زمینه وریشه ی تاریخی دارد، یعنی اگر صفت مهمان نوازی یا برعکسش در یک جامعه برجسته تر از دیگریست، معمولا برمی گرد به سنت و رفتار گذشتگان آن جامعه.
      این بود که انگیزه وعلاقه ی شدیدی پیداکرده ام در این اواخر عمر درحد توان از فرهنگ وسنت ورفتار گذشتگان دیارمان به خصوص درزمینه های سیاسی درحد ممکن اطلاعات به دست اورده وبه ثبت و انتشار ان به پردازم. وهیچ انگیزه ی دیگری هم ندارم.
      ۲- اصلا نه ادعا می کتم پژوهشگر ونویسنده ام ، نه دلخوش به ارائه ی« نظریات بی مایه / به فرموده ی حضرتعالی»!!
      توصیه ی شمارا هم با جان ودل پذیرا هستم « که کتابهای درست و حسابی بخوانم/ اگر لطف به فرمائید مورد نظر خود رامعرفی کنید.»
      من غیر از اطلاعات سینه به سینه و این دوکتاب که معرفی کردم در این زمینه ی مورد علاقه ام کتاب دیگری پیدا نکرده ام.
      ۳- باز هم عرض می کنم، چه خوبست حضرتعالی و امثال شما را بانام بشناسم و درنشست های حضوری از اطلاعات ونظرات وتوصیه های شما بهره مند شوم.
      ۴- و مجدد تاکید می کنم اگر مایل هستید از هدف ،انگیزه و شیوه کار من بیشتر مطلع شوید. حد اقل چهار شماره ی « پیش مقدمه ومقدمه را اول مطالعه فرمائید»
      (آرزوی موفقیت برای همه ی شما)

      پاسخ
  12. 12

    ناشناس

    اقای مهدی عالییشوندی ایا همین ده بیستا شخصی که اینج اظهار نظر کرده اند به عقییده شما کل مردم اند ایا شما حق دارید به کسی خلاف میل شما حرف زده بگویید بی حیاست

    ۱
    پاسخ
    1. 12.1

      احسان

      خلاف میل باتوهین فرق میکنه. شما کامنت اول ایشون روبخونی متوجه میشی.

      ۱
      پاسخ
  13. 13

    میراث

    سلام و درود به عزیز ناشناس که با گفتار شیوا و قانع کننده جواب محکم و استواری به نمایش گذاشتند.

    ان چیزی که سبب ماندگاری افراد خوشنام در ازنای تاریخ می شود، خدمت به مردم محروم و خدمت به جامعه ی انسانی بوده و خواهد بود .

    احسنت جناب ناشناس. درودتان باد.

    ۱
    پاسخ
  14. 14

    ناشناس

    خواندم متوجه توهین نشدم بفرمایید که کجایش توهین شده است

    ۱
    پاسخ
  15. 15

    ناشناس

    جناب احسان عزیز ایا تمام مردم شریف فراشبند و کسانی که مخالف سلیقه شما هستند بی اصالت و بی ریشه اند و فقط گروهی معدود ریشه دارند ایا این حرف توهین به همه مردم یک شهر نیست مردمی که در پاکی و تقوا زبانزد سایر شهرهایند چرا وقتی که در پاسخ به دیگران در می مانید انها را متهم به مغاطه می کنید

    ۳
    پاسخ
  16. 16

    ناشناس

    من هم خدمت شخص عزیز و محترمی که وجود شریف شان را با نام مستعار میراث معرفی کرده اند سلام و عرض می کنم و به نظریات شان احترام می گذارم از اینکه نظریات خود را شجاعانه ابراز فرمودید قدر دانی می کنم متاسم که مورد هجوم قرار گرفته اید

    ۲
    پاسخ
  17. 17

    انسانم آرزوست..

    سلام خدمت همشهریان گرامی
    گفتگوها و نظرات سروان عزیز را مطالعه کردم و بیان چند نکته را در این میان خالی از لطف نمیدانم

    ۱.کاش قدرت تحمل نظرات متفاوت و گاه مخالف ایده و نظر خودمان را در خود تقویت کنیم.

    ۲.بهتر است همیشه درصدی احتمال خطا برای نظر و عقیده خود قایل شویم و تفکر خودمان را وحی منزل و حقیقتی خالی از هر خطا ندانیم. و در همه حال ظرفیت نقد را داشته باشیم.و اگر چنین ظرفیتی را در خود نمیبینیم وارد چنین بحث ها و نقد و انتقاداتی نشویم.

    ۳.بدانیم که فراموش نکردن و یاد نمودن اجداد و نیاکان و درگذشتگانمان کاری بس نکوست،اما اینکه خود را به سبب شجره نامه و فرزند و نوه فلان فرد ،تافته جدابافته بدانیم و آن را مایه فخر فروشی و خود برتر بینی قرار دهیم بسیار نکوهیده است و چه بسا نتیجه عکس می دهد.

    ۴. عبادت به جز خدمت خلق نیست…
    سروران عزیزی که به اجداد خود میبالند کاش کمی هم از خدمات و کارهایی که نیاکانشان در گذشته و در سال های قحطی و رنج و گرسنگی . جهت کمک و کاستن از رنج های مردم انجام داده اند،قدم هایی که جهت پیشرفت و آبادانی شهرمان برداشته اند،تلاش هایی که برای یاری رساندن و دستگیری از مستمندان انجام داده اند هم صحبت کنند
    وگرنه نازیدن به نوه و نتیجه فلان فرد هنری نیست.

    ۵.بگذاریم نسل های جدید واقعیت ها را بدانند،اجازه دهیم بزرگ مردانی که در گذشته در روزهای سخت در کنار مردم ،بی منت و بی چشمداشت ایستاده اند و دست های مردم را به محبت و برادری گرفته اند را بشناسند.
    با تعصب های بی جای قومی و قبیله ای چشممان را بر واقعیت ها نبندیم.

    در آخر
    نام نیکو گر بماند زآدمی به کزو ماند سرای زرنگار
    قضاوت را به مردم بسپاریم….مردان مرد در حافظه تاریخ تا ابد به ثبت رسیده اند.

    سپاس

    ۲
    پاسخ
  18. 18

    ناشناس

    با سلام از تواضع و خویشتن داری جناب اقای حسانی در مقابل نقد چند کلمه ای که درباره مقالات ایشان نمودم تشکر می کنم مقوله تاریخ نویسی با خاطره نویسی فرق می کند و وهر کدام مرزها و جغرافیای معین دارد اگر شما قصد دارید طبق انچه فرموده اید خاطرات شفاهی خود در طول دوران حیات خویش را ثبت کنید و برای نسلهای بعد به یادگار بگذارید پس لازم است انچه می نویسید حاصل مشاهدات و بندرت شنیده های شما از گذشتگان و افراد دیگر باشد اگر قصد دارید تاریخ یکصد ساله اخیر را به رشته تحریر کشید مستلزم ابزار از پیش تعیین شده و نقشه راه کافی است به نظر می رسد که مقالات شما نه خاطرات محض و نه تاریخ است شما در انتخاب این دو مختارید ولی شخص مخاطب شما متحیر می می ماند که از کدام منظر و طبق کدام چارچوب اثار شما را نقد کند
    نکته دیگر اینکه وقتی اثر انسان در معرض افکار عمومی قرار می گیرد خواه و ناخواه تحت تاثیر نظریات مخاطبان خود قرار می گیرد با کنجکاوی و علاقه زیاد دوست دارد دیدگاه انها رابداند اصلا فلسفه در فضای مجازی قرار دادن مقالات شما و خواستن دیدگاه دیگران هم بر همین اساس بوده یا اینکه حداقل این تصور را در نسان به وجود می اورد که شما خواهان دیدگاه دیگران بوده اید به نظر می رسد که این موضوع مختض شما نیست و به نوعی یک غریزه است کتابی وجود دارد که نوشته یک زن امریکایی است در ای کتاب گفته شده است که یکی از اشتباهات هر نویسنده این است مطالب کتاب خود را در حین نگارش کتاب به دیگران نشان بدهد و نظریات انها را بخواهد سبب اشتباه این است که اگر دیگران وی را تشویق کنند به اشباع روانی میرسد چون احساس پیروزی می کند انگیزه وی برای تلاش بیشتر کم می شود اگر بگویند کار شما مطلوب نیست هم ممکن است ناامید شود پس راه صحیح این است که مقاله یا کتاب خود را در جایی پنهان نموده و چند سال بعد خودتان ی ان را بخواند در ان زمان بهتر می دانید که نقص کار یا مزایای ان چیست غرض از این همه صغری و کبری خواندن این بو د که اگر گفته ام به نظریات دیگران دلخوش نباشید منظورم این بوده که می توانید از این تجربه زن امریکایی که منتقد بزرگی بوده است بهره ببرید

    پاسخ
    1. 18.1

      حسانی علی

      سلام
      دقت وحوصله شما را سپاس می گویم:
      ۱-بله اول قصدم بود خاطرات و دیده هایم را در انقلاب و جنگ ، و تحلیل شخصیم را از حوادث و اتفاقات بنویسم.
      اما وقتی وازد قضیه شدم حوادث گذشته « خصوصا سیاسی , وبیشتر جنگ های جهانی » برام بیشتر از ان جالب بود که بتوانم از ان صرف نظر کنم« در ۴ شماره ی مقدمه توضیح داده ام»
      ۲- متاسفانه از اتفاقات گذشته باید بگویم هیچ اطلاعات مکتوب ومستندی ( حد اقل درزمینه مورد علاقه ی من) موجود نیست/ جز همین دوسند که ان هم بعدا به ان دست پیداکردم.
      ۳- اطلاعات و داستانهای شفاهی سینه به سبنه هم ان قدر بر اثر مرور زمان وانتقال شفاهی دست خوش تغییر شده که ، کمتر روایت دو راوی برهم منطبق هستند.
      ۴- من برداشتم این است که میدان مانور ادبیات فارسی ان قدر گسترده و حجیم است و ظرفیت دارد، که پاسخگوی هر سلیقه و بضاعتی از حداقل تا حداکثر می باشد.
      مثلا :از سبک کلیله دمنه و مقامات حمیدی؛ تا سعدی و حافظ ،و فردوسی و پارسی سره،و . عامیانه وشکسته و کوچه بازاری ، روزنامه ای همه همه مورد استفاده ی نویسندگان و دانشمندان سر شناس جهانی قرار گرفته تا معمولی و عادی و اکنون هم در فضای مجازی و روزنامه نگاری از ان بهره برده و می برند و هر کس برداشت و تحلیل و اطلاعات خود را به نحوی برای ایندگان به ارث گذاشته و می گذارد.
      جالب این جاست که هرکدام از انها هم مخاطب خود، جذابیت خود، تازگی و نوبری خود را داشته ودارد!
      نوشته های شریعتی ، و ال احمد وسروش وامثال انها گرچه پیامهای مشابهی ( در کل محتوی) منتقل می کنند ، ولی در فن نوشتاری و ساختار فنی کاملا متفاوت، اما همه جذابیت خود را دارا هستند.
      قصدم این است که عرض کتم من همان روشی که علاقه دارم و به اعتقادم بهتر می تواند منظورم را منتقل کند، استفاده کرده و می کنم، و باورم هم این است که لطمه ای به غنای ادبیات فارسی نخواهد زد.( ضرب المثلی داریم که/ بد رنگی هم خودش یه رنگه!! حالا بد سبکی هم خو دش یه سبکه )
      بازهم عرض می کنم اگر ۴ شمار ه ی مقدمه و..دیده شود بسیاری سؤالات شاید دیگر ضرورت پیدانکند.
      ۵- دقیقا منظورم همین بوده که از نظرات ، انتقادات، اطلاعات و… همه ی اقشار « از مخالف و موافق » قبل از ویرایش نسخه ی نهائی استفاده کتم.
      ۶-و دقیقا به اشکالاتی که آن خانم نویسنده اشاره کرده اند، والبته درکنارش مزایای ان!!
      واقف بودم ومدتها بین دو انتخاب ( انتشار درفضای مجازی و مخفی کردن وازدید همه پنهان داشتن) مردد و سرگردان بوده وباخود کلنجار می رفتم تانهایتا شیوه ی اول را ترجیح دادم.
      وبه همین دلیل است که پیشاپیش آماده برخوردها و انتقادات خیلی تیز تر و برنده تر هم هستم ومعتقدم از هر نوعش که باشد برای من مفید وقابل استفاده است.
      ( مجددا : سپاس وپوزش)

      پاسخ
  19. 19

    کلمه سبز

    .بنده اطلاعات جامعی در این زمینه دارم که در صورت لزوم در اختیار دوستان می‌گذارم.

    پاسخ
    1. 19.1

      حسانی علی

      سلام تشکر از شما

      خوب من باتمام وجود مشتاق اطلاعات مطلعین هستم/ هر گونه اطلاعی دارید انتظار دارم دریغ نفرمآیید.

      البته مستند باشد/ اگرهم صرفا شنیده ها باشد منبع را ذکر بفرمائید بازهم به نام خود ایشان و شما « روایت کننده) تحت عنوان « روایتی متفاوت استفاده می کنم«

      منتظر هستم

      پاسخ
  20. 20

    ناشناس

    علیک السلام من هم متقابلا سلام عرض نموده و می گویم حال که چنین روش و قالب کاری برای خود برگزیده اید ما هم حرفی نداشته و موفقیت شما را از خداوند خواستارم در پایان از اینکه تیغ تیز نقد مرا بر پهلوی افکار و عقاید و اثار خود تحمل نمودید تشکر می کنم و در پایان به عنوان حسن ختام این جمله از کتاب فضایل الخمسه فی صحاح السته را نقل می کنم که در صفحه ۳۷۶ جلد دوم ان گفته است هر که تالیفی به وجود اورد هدف تیر <> قرار می گیرد

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبع "خبرگزاری آبپا " مجاز است