هدایت-ذوالفقاری سرگذشت غریب جاده جدید فراشبند - فیروزآباد

هدایت اله ذوالفقاری

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ؛ ولیک به خون جگرشود

امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی و تاثیر آن در رفتارها و تعاملات انسانها و بدنبال آن تغییر دیدگاهها و رویه ها ؛ بسیاری از پدیده های گذشته جایگاه خود را از دست داده اند و از تصورات ذهنیت آدمها محو شده اند .

به ویژه نسل جوان (اخیر) که از آغاز کودکی با تکنولوژی های روز آشنا و بزرگ میشوند با زندگی گذشته پدرانشان هیچ آشنایی و ارتباطی نداشته ، تصور و تجسم دیگری از جهان پیرامون خود دارند و آثاری از زندگی گذشته و حال ما را نمیتوان در ذهن آنان پیداکرد.

دوستی از عشایر قشقایی تعریف میکرد که چند سال پیش با اتومبیل از جاده ای عبور میکردیم در کنار جاده چند شتر درحال چرا مشاهده شد . فرزند چهار پنج ساله ام با دیدن اشتران پرسید : بابا  شتر چه فایده هایی برای انسان دارد ؟  پاسخ دادم ما انسانها برای باربری و سواری و خوردن گوشت و شیر … آنها استفاده میکنیم . سپس بلافاصله پرسید برای بستن بار روی شتر و یا سوار شدن از نردبان استفاده میکنید؟ برایش توضیحاتی دادم ولی هنوز قانع نشده و در ذهن او سوالات بی پاسخ زیادی مانده بود . این سوال از سوی نسل بعدی کسی است که با شتر زندگی کرده است.

امروزه با وجود گوشی های محاسبه گر تلفن همراه درهر نقطه ای از کره زمین هیچکس برای عملیات ابتدایی ترین محاسبات چهار عمل اصلی (جمع وضرب و تقسیم …) از کاغذ و قلم و حتی از ذهن خود استفاده نمیکند . درموقع لزوم  بلافاصله گوشی را از جیب درآورده و در آن واحد حسابهایش را میکند و تمام میشود. باجود نرم افزارهای تایپینگ در گوشی ها و کامپیوترها ، ماشینهای تایپ پیشین منسوخ شده و باید در موزه ها بدنبال آن گشت. تا این چند سال پیش کمر خیلی از پدران ما را هنگام کشت و زرع ، کار و درو کردن مزرعه معیوب گردانیده بود  وقس علیهاذا…

باپیشرفت علم وتکنولوژی بسیاری از علوم پیشین به فراموشی سپرده شده و بالطبع بسیاری از کتب و مباحث درسی در مقاطع مختلف آموزشی حذف شده است . چرا که کاربردی در دنیای علمی امروزین ندارد. مثلا کسانی که در دهه چهل و پنجاه در مقطع دبیرستان تحصیل می کرده اند در رشته ریاضیات با درس هایی از جمله حساب استدلالی و هندسه ترسیمی رقومی سروکار داشتند که بسیار سخت وپیچیده و عملی بود ، ولی ازچدین سال پیش اثری از آنها نیست.

همچنین است بسیاری از آیینها وسنتها و رسمهای کهن و علوم قدیمه که امروزه منسوخ شده اند ، نه نیازی به آنها وجود دارد ونه دردی را دوا میکند ونه کاربردی دارد. حتی اصرار برای نگهداشتن آنها وعمل به آنها به جز حماقت فکری وبلاهت عملی عامل را نمیرساند.

در هر زمینه ای از این قبیل موضوعات فراوان است . میگویند دنیا عوض شده . درست است که هرقومی و قبیله ای با یک فرهنگ بخصوصی بزرگ شده و  بعضی از آنها دررگ و خون افراد نفوذ کرده و به گونه ای عرق ملی شده است  ودست برداشتن از آن ، زمان درازی میطلبد ، ولی اصرار برتفکر و عمل بیهوده هم چنان عاقلانه به نظر نمیرسد. دربین پدیده ها و فرهنگ ها و سنتهای گذشته بعضی آنقدر از اصالت و گرانمایگی برخوردار است که زمان نمی شناسد ودرهر زمان ومکانی تازگی داشته و جز ارکان زندگی وموجودیت جامعه به شمار می آید وتردید درآن ، زندگی را متلاشی  وقوام وانتظام آن را از هم میگسلاند .

علم وتکنولوژی زندگی را راحت تر کرده است . اسباب و ابزار های مدرنی به وجود آمده وزحمت آدمها  بسیار کم شده و تقلیل یافته است . راه و جاده های مواصلاتی و پلها و تونلها نیز نمونه هایی از این گونه است . جاده های پر پیچ و خم و گذرگاه های صعب العبور دیگر جایگاهی در زمان کنونی ندارند .

جاده فعلی فراشبند فیروز آباد که بسیار پر پیچ و خم و دارای گردنه ها و سربالاییها و شیب های تند میباشد نیز در همین مقوله جای میگیرد.

گذشته از بروز خطرات جانی و مالی و استرس و اضطراب ناشی از طی طریق در این جاده ، اندوه داشتن چنین راه عبوری دراین دنیای پر از فن آوری و تکنیک انسان را بیشتر میازارد.

باتوجه به پیشرفت علم وفن آوری در زمینه راه سازی و ساختن پل و حفر تونل در اعماق زمین استفاده از چنین جاده هایی حکایت از عقب ماندگی و محرومیت دارد ، و از منظر کارشناسی مبتنی بر علم وآگاهی ، چندان منطبق با عقل  و منطق صحیح  ارزیابی نمیشود.

ازسوی دیگر ذات آدمی همواره تاکید بر استفاده از روشهای ساده و سهل الوصول دارد . بدین سبب درحالی که جاده جدید هنوز تمام نشده ومشکلات زیادی دارد بیشتر اهالی برای فرار از پیچ و خمها و … ترجیح میدهند بعضی از مشکلات را به جان خریده و از جاده جدید عبور کنند .

این جاده جدید هم سرگذشت غریبی دارد .

پس از گذشت چندین سال از آغاز احداث آن هنوز نمیتوان فرجام نیکی برای آن متصور شد . باوجود کوه عظیم نمکی که جاده  جدید از شکاف آن می گذرد واصل بدیهی حل شدن نمک درآب ، همواره خوف وهراس اینکه در یک زمستان سرد و بارانی در حال عبور از آن محدوده ی نمکین ناگهان به علت نفوذ آب در طبقات زیرین و حل شدن نمک های آن قسمت ، شکافی ایجاد شود و ماشین و همه سرنشینان را در درون خود فرو کشد لرزه به اندام هرعابری می اندازد.

بهرحال مردم منطقه به این درد دیر درمان مبتلا شده اند و داستان این جاده هم به آرزوهای به دل مانده ی آنها  بدل گردیده است . گویی چنین مقدر شده است که ما مردم  بسیاری از آرزوهامان را می بایست همچنان دردل نگهداریم و به خون جگر هم از دستیابی به آن محروم باشیم :

گویند سنگ لعل شود درمقام صبر       آری شود ، ولیک به خون جگر شود

باری بسیاری از انسانهایی که در زمان خود زندگی میکنند میل دارند از اسباب وابزارهای زمان خود برای داشتن یک زندگی راحت و آری از زحمت وتنش بهره مند شوند . و قادرند و یاد گرفته اند به راحتی عوامل دست وپا گیر و بازدارنده را از زندگی خود حذف کنند.

برعکس مردمانی نیز هستند  که درگذشته های دور زندگی میکنند. و قادر نیستند از قفس تنگ و تاریکی که از جهالت و یا عادتهای دیرپای گذشته برای خویش ساخته اند بیرون روند و خود و اطرافیان خودرا در تنگنا قرار داده و به ستوه میاورند. بخصوص فاجعه زمانی دلخراش تر میشود که اینگونه افراد در صدر بعضی از امور نیز قرار گیرند .و سرنوشت انسانها را نیز در دست داشته باشند. ازطرفی صرف داشتن احساس واراده تحول و نوگرایی هم کفایت نمیکند . دراین راستا روش و شیوه های رسیدن به اهداف را نیز بایستی مد نظر داشت و برای آن برنامه ریزی نمود و از کارشناسان و متخصصین کارکشته استفاده کرد . درغیر این صورت ، مثلا در زمینه سد سازی ، سد خاکی گتوند درمیاید که میگویند درشوره زار بنا شده و آب شور غیر قابل استفاده و مضر انباشته میکند که به یک فاجعه ی زیست محیطی تبدیل شده است.

باری گفته میشود انسان موجودی است که  ذاتا وفطرتا  نوگرا ، تحول خواه  و کمال طلب  است . تحولات وتغییرات بنیادین امروزی  دنیای ما نیز به  این خصوصیت بیشتر دامن زده است . این است که ماندن درافکار وروحیات گذشته ، خود نوعی بیهودگی بوده واتلاف عمر به پشیزی بسنده کردن است.  واما چرا بعضی از انسانها میل دارند که در تفکرات وعادتهای گذشته ی خود بمانند و وضع موجود خودرا حفظ کنند ، خود بحث مفصل تری است وعوامل متعددی درآن نقش دارد.

از آنجایی که  بنا  براین است  که به پیشنهاد  دوستی ، موضوع دامنه  داری مطرح شود که شاید بتواند درشماره های آتی نیز ادامه یابد ، بیشتر میل دارم که به موضوع اصلی مد نظرم که همانا  “نکوهش ماندن درگذشته و سیر قهقرایی”  و “ستایش شهامت متحول شدن وپیشرفت همه جانبه” بپردازم.

 

  • منبع : ماهنامه چارطاقی فراشبند