به نام خداوندجان وخرد

            

         رای به روحانی

        انتقام مظلومیت

      امیرکبیر تا روحانی

    *رای من      روحانی*

images رای من... روحانی/ یادداشتانتخابات بارزترین نشانه ی مشروع برای تحقق دموکراسی وحکومت مردم سالار دردنیای متمدن امروزاست، و این یعتی دخالت مستقیم شهروندان درتعین سرتوشت خود.

حق حاکمیت چه در منشور حقوق بین الملل وچه درقانون اساسی جمهوری اسلامی متعلق به  مردم است. که مردم هم می توانند با ساز و کار انتخابات آن را به دیگری که واجد شرایط تشخیص می دهند برای مدتی معین و بطور مشروط واگذار نمایند. البته درقانون اساسی جمهوری اسلامی  منشاحاکمیت  خداونداست که آن رابه آحادشهروندان  تفویض کرده است.

درقرن فعلی،که می توان گفت  جوامع ازدوران اتم عبورکرده و دردنیای امواج ومعجزه ی  انترنت ودنیای رسانه به سر می برند؛ و در عمل  مفهموم دهکده ی جهانی واقعیت پیداکرده وقابل لمس می باشد،شایدکمترکسی باشد که این واقعیت را تاییدنکند و برای انتخاب حاکم برحامعه اندیشه ای غیر از انتخابات داشته باشد.

حتی مستبدان و دیکتاتورها و متحجران دینی هم گاه کاسه هائی داغ تراز آش می شوند وازحامیان واقعی  دمکراسی دراین زمینه پیشی میگیرند،قشری ازمتحجرین درکشور خودما، گرچه اصل وهدف انتخابات را قبول ندارند،امابازهم آن رانفی نکرده وبه عنوان زینت برای حکومت توصییه می نمایند.

درسالهای اخیر کم وبیش دربعضی ازکشورهاونیزدرکشورما این تفکر برقشرهائی ازمردم بخصوص نسل جوان حاکم شده بود، که می شود بااستفاده ازتحریم  وعدم حضور درانتخابات مشروعیت  حکومت های خودکامه وبی توجه به خواست مردم رارزیرسوال برد وازاین طریق وا دارشان کردبه خواست شهروندان گردن بگزارند وازخودمحوری دوری نمایند.

ولی بایدتوجه داشت  که این قشرکه اندیشه تحریم انتخابات هارادنبال می کردندومیکنند معمولاازدلسوزترین ،پاک دست ترین وصادق ترین قشرجامعه هستند که تحمل فساد وقانون گریزی ورانت سالاری وبی عدالتی راندارند.

متاسفانه اما،انچه دردنیا اتفاق اقتادودرکشورخودمان هم شاهدش بو دیم حربه ی  تحریم عکس انتظارتحریم کنندگان رانتیجه  داد.

“نتایج پژوهش علمی موسسه ی (پروکیگزدرواشنگتن)از۱۷۱تحریم دردنیا که دوانتخابات ۱۳۸۰شوراها و۱۳۸۴ریاست جمهوری درایران راهم دربرمی گیردنشان می دهد که همه ی تحریم هاشکست خور ده وبه اهداف خودنرسیده اند.و سه مورد منفی زیرنتایج  مشترک همه ی آنهابوده است.

۱-قدرت مندترشدن حزب یاهیات حاکمه ی  تحریم شده.

۲-به حاشیه رفتن یامنزوی شدن تحریم کنندگان.

۳-ایجادفراغ بال وفرصت مناسب برای رقیب درجهت ویرایش قانون و سازوکارانتخابات به نفع حزب یاهیات حاکمه.

 

پس باضرس قاطع می توان گفت که درمقطع تاریخی فعلی هیچ عقل سالمی تحریم انتخابات راتاییدنمی کند،بلکه  برمشارکت حداکثری پامی فشارد.

یعنی درجهان امروز تنهاراه خردمندانه ی مقابله باحاکمان وجریانهای سیاسی  تمامیت خواه و خودمحور،که بادموکراسی ومردم سالاری سر سازگاری ندارند، مشارکت حد اکثری درانتخابات است،و تکلیف سیاسی،اجتماعی،ودینی احزاب وهمه ی فعالان سیاسی این است که براین واقعیت تاکیدوپافشاری کنند.

بادرک همین واقعیت است که شم سیاسی وآینده نگری خاتمی  رااوامیداردبرای جلوگیری ازبن بست اصلاحات همه ی اتهامات احتمالی رابه پذیردودرانتخابات مجلس نهم شرکت نموده و رای  دهد.170419 رای من... روحانی/ یادداشت

 ضرورت رای به روحانی وتداوم دولت تدبیروامید

اگرکسی مدعی شودآستانه ی تحمل ملت ایران به حدی رسیده که دیگرظرفیت واگزارکردن مدیریت کشوربه شیوه ی  حکومتی آزمایش وخطاراندارد،به اعتقادمن  ادعایش منطقی وخردمندانه است .به دلائل زیر:

۱-نتایج منفی عمل کرد ۸سال دولت پاک دستان.

۲-ذهنیت منفی  ملت ایران  ازجنبش های توسعه محور’ .درمقایسه باملت های هم طرازمانندژاپن(هم طرازدردوران های قبل ازشروع اصلاحات)

۳-کارنیمه کاره ی دولت تدبیروامید.

۴-آخرین فرصت ها برای پیشگیری ازناامید شدن مردم از(کارآمدی واصلاح پذیری مردم سالاری دینی).

 دلیل اول

سه سال ونیم قبل،در پایان دولت  پاک دستان فساد حاصل ازبی برنامگی،حرج ومرج مدیرتی ،قانون گریزی،دروغ پردازی ،رمال مسلکی ، وخودکامگی تاانجا سپهرسیاسی، اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی،اخلاقی حتی مقدسات د ینی وهمه ی ابعادزندگی مردم  رامتاثرکرده بود،که نه تنها رقبای سیاسی دولت پاک دست خطرفروپاشی رااحساس نمود ه وپیه تکفیروزندان وحصر ومحرومیت رابه خودمالیده وفریادآگاهی بخشی برآوردند، بلکه بسیاری  ازاصول گرایان اصیل ودوستان همراه دولت پاک دستان نیز، ازوضعیت پیش آمده برائت جسته،وکوشیدندتدریجا دامن خودرا ازعواقب نکبت بارعمل کرداین شریک سیاسی نالایق دور نگهداداشته.وهرکدام به شکلی زنگ خطررا برای حاکمیت ومردم به صدا درآورند.

برای نمونه سردارمحسن رضایی هشداردادکه کشور لب پرتگاه رسیده .امثال باهنرواصول گرایان شاخص دیگرنیزهرکدام درفرصت های مناسب خودراکنارکشیدند وهشداردادند، تاآنجا که درماههای آخردولت به جزهمان متحجران خشک مغزی که عنوان بی لیاقتی برای مدیرت حتی یک نانوائی راازحضرت امام دریافت کرده بودند وآنهائی که طشت رسوائی فسادشان ازبام افتاده بودوبیش ازاین قابل روپوشی نبودوبه چنگال قانون گرفتارشده بودند،هیچ شخصیت موجه ومشروعی ازدولت پاک دست دفاع نمی کر د وهمگان اوراخاردرگلواحساس کرده وباخون دل خوردن انتظارپایانش رامی کشیدند.

28392_171 رای من... روحانی/ یادداشتوسرانجام هم ظاهراعلی رغم میل حاکمیت این غده چرکین، بدخیم سیاسی شناخته شد، وتحملش برای نظام ناممکن وشورای نگهبان به حیات سیاسیش خاتمه داد.

یعنی به همین سادگی پدیده ی قرن،نماینده ی امام زمان ،دولت پاک دست ،صاحب هاله ی نورومصداق همه ی این اصطلاحات طلائی سیاسی ،که  گویادرخواب دیده بودیم فعلابه بایگانی تاریخ فرستاده شد.

دولت روحانی وارثی مظلوم

اماتقدیرچنان رقم خوردکه مجموعه ی منتقدبن دولت پاک دست وحامیان آنها، یعنی اصلاح طلبان واعتدال گرایان،باحمایت طیف قابل توجهی ازاصول گرایان اصیل وواقع نگردریک پیوند وهماهنگی نانوشته کمرهمت بسته و دراتفاقی غیرمنتظره، که حماسه نامیده شد، دولت تدبیروامید را خلق نمودند.و اداره ی امورکشوررابه اوسپردند.

براساس اطلاعات وآمارمنتشرشده وتجزیه وتحلیل هائی که ازمراکز رسمی کشوروبعضی سازمانهای معتبر بین المللی منتشرشده.وضعیت اقتصادی،اجتماعی،سیاسی کشوردرزمان تحویل به روحانی ازلحاظ داخلی وخارجی آن چنان نگران کننده بودکه حتی باوضعیت پایان ۸ساله ی جنگ تحمیلی هم که حضرت  امام ناچارشد جام زهررابه نوشد وقطع نامه رابه پذیرد قابل مقایسه نبود،واین وضع اسف بارمتاسفانه درحالی بود که کشور ما در هیچ مقطعی ا زتاریخ که ازدرآمدفروش نفت بهره مندبوده به اندازه ی این دوران ۸ساله درآمدارزی  وریالی نداشته است.

روحانی درحالی دولت راتشکیل دادکه تورم سرسام آوربیش از۴۰درصد ،رشداقتصادی منفی  ۶درصد و رکود کمرشکن حاصل از تعطیلی اکثر واحدهای تو لیدی برکشور سایه انداخته بود

هم چنین افزابش نرخ بیکاری ،افزایش شکاف طبقاتی،کاهش ذخیره ی ارزی باوجودافزایش افسانه ای درآمدنفتی ،بی توجهی به حوزه ی سلامت،نا امیدی ویاس و بسیاری فاکتورهای منفی دیگرکه همه وهمه نتیجه ی  نفوذ خرافه گرائی ورمالی و سحر و جادو در باور معجزه ی قرن و مشاوران ویژه اش بود  بود، سراسر کشور را فراگرفته بود.

ازطرف دیگرسیاست خارجی نامتعارف،به بازی گرفتن مقررات بین الملل ،بی توجهی به ساز و کار هم زیستی مسالمت آمیز و قوانین وحقوق رسمی ورایج بین الملل وعدم توجه، یا ناتوانی دردرک مفهوم  اصل ،ترجیح منافع دربرقراری روابط و قراردادهای بین المللی، و در یک کلام  نالایقی وعدم شایستگی هیات حاکمه ی دولت  باعث شده بود کشورعزیز ما درچنبره ی قطع نامه های فلج کننده شورای امنیت محصورشود وسایه ی شوم جنگ مجدد برسپهر کشورسایه افکند.

اما دلیل بعدی (ذهنیت منفی  مردم  ازتحقق اصلاحات درایران)

اگربه حافظه ی تاریخ برگردیم وکتاب تاریخ تمدن ایران،ازبعد ازنوزائی علمی یا (رنسانس) وداستان شروع اصلاحات درکشورمان راورق به زنیم، متوجه میشویم که تقریبا تمام جنبش های  اصلاحی،ازعباس میرزاکه بانی اصلاحات درایران شناخته شده تافراهانی وامیرکبیروجنبش مشروطه،جنبش تنباکو،مصدق،خمینی کبیر،امثال شریعتی،خاتمی،رفسنجانی واکنون روحانی،همه یک وجه مشترک داشته اند.

این وجه مشترک برمی گردد به این که متاسفانه همه ی آنها در زمان خود با اقلیتی، اگر نگوئیم خائن، اماحسود، دگم و متحجر روبرو بوده اند.

که این اقلیت درهرزمان به نحوی بامدرنیسم ومظاهرتمدن جدید حاصل از انقلاب صنعتی ، مخالف بوده،وچون خاستگاه نوزائی وانقلاب صنعتی هم غرب بوده است ، لذا مفهوم غرب گرائی منفی به معنی ضداسلام واخلاق وضدوطن ازناحیه ی همین اقلیت رایج می شود و برعلیه سرداران اصلاحات وهوادرانشان درهرمقطع زمانی بکارگرفته می شود وبااستفاده ازتعصبات ملی ومذهبی  قشرعظیم کم اطلاع معمولاموفق می شوند نهضت این پیشگامان رشدوتوسعه وتمدن راعقیم گذاشته وخودآنها راتکفیروتحقیر نموده وازگردونه  خارح کنند.

سرنوشت امیرکبیرومصدق وممنوع التصویری خاتمی واتفاقات غیرمنتظره ی دیگرکه هنوزهم شاهدآنهاهستیم ودرتاریخ ثبت  شده د رهمین راستا  قابل تحلیل است.

حتی حضرت امام،بنیان گزارانقلاب ا سلامی هم ازترکش حسادت وخشک مغزی این دسته ی(به تعبیر امام) متهتک ومتنسک مصون نماند،امام قبل ازآغاز جنبش اصلاحی و در سن نوجوانی به اتهام توجه به علم فلسفه وتدریس فلسفه موردخشم این دسته ی متحجرواقع شد،تاآن اندازه که،معاشرت بااورامخالف دین دانسته ومنع می کردند و نقل شده است که زمانی(لیوان آب خوری فرزند امام را نجس می دانستند چون پدرش فلسفه می خوانده)

و بی شرمانه تراین که، باوجودی باوجودیکه این باردر اثررشدآگاهیهای سیاسی مردم وکاریسمای استثنائی امام خمینی تیراین متحجران به سنگ می خوردوجنبش اصلاحی پیروز می شود،بازهم دست ازکارشکنی وسنگ اندازی درراه امام وانقلاب  برنمی دارندتاآنجا که حضرت امام ناچارمی شو د گهگاه آنهاراسرزنش کند ومورد عتاب قراردهد(یک مورد خطاب امام به آنها:شماها یک نانوائی را هم نمی توانید اداره کنید).

دلیل سوم

باهیچ منطق واستد لالی پذیرفتنی نیست که دولتی به تواند اهدافش رادربازه ی زمانی کوتاه مدت سه سال ونیمه طراحی،برنامه ریزی واجراکند،به نحوی که آثارمثبت یامنفی آن مشهود وقابل لمس گردد وجامعه بتواند درمورد آن قضاوت نماید.

به همین دلیل درقانون اساسی جمهوری اسلامی واغلب کشورهای مردم سالار حداقل دودوره ی ۴ساله به دولت ها فرصت داده می شود تابتوانند خلاقیت وتوانمندی خودرابروزداده ودرجهت خدمت به جامعه بکارگیرند.

لذا در این برهه تاریخی حساس و تعین کننده شایسته ی مردم فهیم ایران نیست که بازهم دردام تبلیغات سوءاین اقلیت کج فهم آزمایش شده بیفتد واین فرصت تاریخی راازروحاتی ودولت تدبیروامیدسلب نماید،و قطار توسعه ی ایران تحجرزده ی تاریخی رادوباره ازرسیدن به قله ی هدف بازدارد.

یعنی اتفاق شومی که بارها درتاریخ سیاسی کشورمان تکراروسبب شده ایران عزیز ما ازقافله ی کشورهای توسعه یافته باز بماند وازهمتایانی  هم چون ژاپن و دیگران عقب بیفتد.(داستان تاسف بار سرنوست متفاوت امیرکبیر و مجی امپراطور ژاپن شاهدی گویا براین مدعاست)

برهیچ انسان منصفی پوشیده نیست که روحانی  درهمین مدت کوتاه علی رغم همه ی کارشکنی های سازمان یافته توسط همین اقلیت بی انصاف تمامیت خواه ،توانائی ،لیاقت وشایستگی خود رابرای اخذتصمیمات بزرگ وریسک پذیری لازم دربزنگاههای حساس وپیچ های خطرناک سیاسی  وحل مشکلات پیچیده وبغرنج داخلی وخارجی به اثبات رسانده و مساله ی هسته ای،تورم سرسام آور،رشداقتصادی  منفی وبسیاری معضلات دیگرراحل کرده وکشور را از لب پرتگاه وسقوط وفروپاشی اقتصادی دورکرده وآماده ی پرش به اردوگاه توسعه ی پایدار ودرون زا و حل مشکل رکود واشتغال وبیکاری برای همیشه نموده است

اماخدای ناکرده اگر،دوباره چنبن اتفاق شومی رخ دهد وبازهم درقرن انترت ورسانه ووجود همه ی ابزارولوازم اطلاع رسانی این اقلیت متحجر موفق شود دولت وارث امیرکبیرتاخاتمی رابابهره گیری ازکم اطلاعی توده واستفاده ازترفندهای عوام فریبانه مانندوعده های پوچ افزایش یارانه وحل یک شبه ی مشکلات کشورازادامه ی کاروتکمیل طرح وبرنامه های نیمه ی کاره ی خودبازدارد، نسل تحصیل کرده ی مدعی روشنفکری امروزییش از هرکس دیگرمقصرشناخته شده وبی شک دردادگاه تاریخ وییشگاه این نسل ونسل های  آینده باید پاسخگو باشد .

دلیل چهارم

همان طورکه گفته شد جامعه ی ایران  عبوراز تمدن سنتی وورودبه مرحله ی پساسنتی وتمدن نوین جهانی راقبل ازبعضی کشورها که اکنون درقله ی توسعه قرارگرفته اند(مانندژاپن)آغازنموده ومصلحان بزرگی ازفراهانی وامیرکبیر گرفته تامصدق وخاتمی ورفسنجانی ودرراس همه ی آنهابزرگ مرد اصلاحاتی تاریخ خمینی کبیر(ره) برای تحقق این آرمان  ملی ازتمام وجودوتوان خودمایه گذاشته و محرومیت هاوفشارهای فراوانی راتحمل نموده وهزینه های سنگینی پرداخته اند.

اما متاسفانه هربارهمین اقلیت متحجر سد راه  آنها شده وباعث شده اند نهضت آنهاعقیم بماند وبه نتیجه نرسد،یااگرنتوانستند نهضت اصلاحی راشکست دهند ازاهداف اصلی منحرفش کنند.

برای این که به عمق خسارتی که ازناحیه ی این تفکرمتحجربه کشورماواردشده بیشترپی ببریم بی مناسبت نیست مقایسه ی کوتاهی بین ژاپن وکشورخودمان داشته باشیم.

اصلاحات امیرکبیر هم زمان یازودترازمجی درژاپن آغازمی شود.اماژاپن دیروزباقدرشناسی ازسرداراصلاحات خودبه ژاپن امروزکه درقله ی توسعه قرارگرفته تبدیل می شود.

وایران دیروزماباتکفیروتحقیروحذف مصلحان وسرداران اصلاحات خود به وضعیتی می رسدکه درپایان دولت پاک دستان کشتیهایمان بایدباپرچم اجاره ای شیخ نشین های همسایه مجوزورودبه آبهای بین المللی رادریافت کنند.

تاریخ  مظلومیت های زیادی رادراین زمینه شهادت می دهد؛ خون مطهرامیرکبیرباتیغ جهل  سنگ فرش حمام فین کاشان رارنگین می کندوامثال مصدق وشریعتی وخاتمی ودیگران هم هرکدام به شکلی ازمیدان خدمت به جامعه وتحقق اهداف شان محروم می شوند.وقطارتوسعه هربارمتاسفانه به ایستگاه اول خود برگردانده می شود.

اکنون اما،کدام عقل سلیم ووجدان بیدار است که کمترین آشنائی باتاریخ داشته باشد واین رادرک نکند که روحانی ودولتش همان مسیری راطی می کنند که مصلحان یاد شده رفتند،واقلیتی که کمربسته دولت تدبیرراچهارساله کندهمان اقلیت متحجری هستند که باعوام فریبی درطول تاریخ مصلحان راناکام کردندواصلاحاتشان راابترگذاشتند.

کیست که نداند همه ی این لشکرکشی هابرای چهارساله کردن دولت تدبیر،بااین هدف  است که روحانی فرصت پیدانکند اقداماتش راکامل نمایدتا مبادا،آرزوی تاریخی ملت ایران برآورده شودودست رانت خواران وآقازادها وغیره وغیره ازتجاوزبه اموال عمومی ومنافع بادآورده کوتاه شود؟

چه کسی نمی داند که این دایه های دلسوزترازمادرکه روزی خونها درد ل پدرپیرانقلاب ،خمینی کبیر،نمودند وفریاد مظلومانه اش رابرآوردند که (طلاب عزیز لحظه ای از این مارهای خوش خط وخال غفلت نکنید! اینها مروج اسلام آمریکائی هستند و دشمن اسلام رسول الله).

وامروزبرای شکست روحانی کمر بسته اند،غصه ی مردم ودردنظام راندارندبلکه دغدغه ی  حفظ منافع بادآورده ی خود رادارند؟

کیست که نداندمخالفت این دسته با برجام،که بااراده وتصمیم نظام ونظارت کامل و مستمر مقام معظم رهبری وجهاد نفس گیرسرداران دیپلماسی به نتیجه رسیده،نه به خاطر د لسوزی برای مردم است بلکه ازاین حهت است که  برجام کسب وکا رشان راتعطیل نموده ودیگرراههای خوردوبرد آن چنانی شان رامسدودکرده است؟

وبسیاری ناگفته های دیگرکه برای امیرکبیرهای زمان به صورت رازمگودرآمده وعلی وارخار درچشم واستخوان درگلوهمه ی تهمتها ونارواهاراتحمل می کنند و به خاطر مصالح نظام مقدس جمهوری اسلامی ووطن عزیزشان سکوت راترجیح می دهند.

توجه به یک واقعیت:

باید توجه داشت که، ایران امروز و شرایط اجتماعی جامعه ،کاملا با شرایط زمان امیرکبیر ومصدق، وحتی زمان خاتمی تفاوت فاحش دارد؛ فضای مجازی ،امکانات اطلاع رسانی،رشد علمی و سیاسی، جامعه رابه آن حدازآگاهی رسانده که تفاوت تبلیغات عوام گونه  رابا توجبهات علمی واستدلالی درک می کنند.

اکثریت مردم متوجه هستندکه رشد اقتصادی منفی وتورم بالا ورکودتورمی همراه بادرآمد افسانه ای چه معنی می دهد.

اکثریت مردم آگاهند که درعرض سه سال ونیم شاخص های رشد وتورم ورکودرابه حالت عادی برگرداندن نشانه ی وجوددولتی کارآمد وشایسته و خرد محور است.

اکثریت مردم متوجه هستند که برجام  بااراده ی مدیریت کلان نظام شکل گرفته وبامجموعه ی قوت وضعفش  بهترین وخردمندانه تربن راه ممکن پیش پای نظام بوده است.

همه باید خاضعانه اعتراف کنیم وبه این واقعیت گردن بگذاریم که نظام جمهوری اسلامی در آستانه ی ۴۰سالگی وبلوغ کامل است.وانتظارهمگان این است که واقع نگری وقانون مداری وشفافیت درکشور به جای هرج ومرج طلبی و خشونت و قانون گریزی به نشیند وچتر آرامش واعتماد و طمانینه را بر فراز جامعه بگستراند.

همه باید بدانیم که دوران خشونت وخودسری و خرافه گرائی و محاکمه ی خیابانی و غیره و غیره گذشته است.

و در یک کلام شخیصیت های دلسوز و موثر نظام و همه ی آنها که دلشان برای عزت وتعالی میهن اسلامی وسعادت و رفاه مردم فهبم وغیرت مند کشور می تپد،. باید به این مهم  بیاندیشندکه  تسلط دوباره ی باورهای خرافی وفریبکاریهائی ازجنس تفکرمعجزه ی قرن  وانجمن حجتیه ای  برکشورچنگ نیندازد.

حضورمجدد تفکرپوپولیستی،

 ازنوع پاکدستی وهاله ی نوری، به معنی بازگشت به همان تفکر ضد امیرکبیری تاخاتمی  و بازگشت دوباره به اول راه است.

و کمترین نتیجه اش ناامیدی ازاصلاح پذیری نظام مقدس مردم سالار دینی و پاشیده شدن خاکستر یاس برروحیه ی فعالا ن ودلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

و این است که باید فریاد زد ( رای به روحانی) یعنی:

 انتقام از اقلیت متحجری که اصلاحات امیرکبیر تاخاتمی را با استفاده ازحربه ی نآآگاهی جامعه ناکام گذاشت.

*پس رای من به روحانیست*

*حسانی  علی*

اردیبهشت ۱۳۹۶