ad

مطالب مشابه

One Comment

  1. 1

    اصغر

    سالروز زلزله قیروکارزین ۲۱فروردین
    واقعه ی شوم بهار

    یک چشم به هم زدن
    دیوارها افتادند
    و تلی از خاک شدند
    کلاغ ها خاطره ی درد را
    شهربه شهر می بردند
    زمین عصبانی بود
    انگار !
    گاهواره ای شده بود
    که می خواست برادرانم را بخواباند
    هیچ چشمی نمی خندید
    زن ها درشیون خود بودند
    و مردها می دویدند
    تا خاک را
    با دست های خودمعطرکنند
    زمین زایمان خود را
    به خاک می سپرد
    همه ی برادران وخواهران را
    دریک کشتزارمی کاشتند
    چه معصومانه کودکان زنده به گورمی شدند
    هیچ ذهنی تعادل روحی نداشت
    واقعه ی شوم بهار
    ذهنم را آزار می داد
    مادر!
    هجرت خواهران را
    جشن می گرفت
    تلخی حادثه تاعمق سینه هارسید
    و سال طعم درد
    در استخوان باغ می دوید
    ذهنم باور نمی کرد
    روزی شهرقدخواهدکشید
    و دیوارها !
    خواهند ایستاد
    و کوچه های تنگ باریک
    به خیابان طویل خواهند رسید.
    ابوالحسن اکبری .ازکتاب بدون آفتاب.

    در۲۱ فروردین ماه ۱۳۵۱ مصادف با۱۰ آوریل ۱۹۷۲میلادی؛ساعت۵و۳۷دقیقه بامداد؛زمین لرزه ای به قدرت ۶/۶ریشتردرشهرستان قیروکارزین رخ دادکه پنج هزارنفرجان باختند.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 2 =