روزی که نیامد … / اختصاصی آبپا

آبپا/ هر شهر و روستا همانند انسان دارای جسم و جان است که ارتباط نامریی و ارگانیک کالبد و روح به آن قدرت نوزایی فکری توام با پویایی و بالندگی بصری و ظاهری می دهد.
اگر حال شهری خوب باشد و زندگی در آن ساری و جاری باشد مردمی که در اتمسفر آن تنفس می کنند احساس سرخوشی و تعلق خاطر خواهند کرد و این هم افزایی دوگانه انسان_جامعه بستر رشد افراد خلاق و اجتماعی را فراهم خواهد نمود که در کاهش آسیب های اجتماعی و زیست محیطی نیز نقش بسزایی خواهد داشت.

شهرمن-فراشبند روزی که نیامد... / اختصاصی آبپا
اگر شهری دچار نسیان هویتی گردید و گذشته خودش را بدست فراموشی بسپرد وظیفه مدیران محلی و بخصوص شورا و شهرداری است تا با استمداد از افراد فرهیخته فرهنگی و اجتماعی همانند طبیبانی حاذق  نسخه درمانی مناسب در این زمینه بپیچند تا آن را از چهره ای عبوس و سترون به رخساری بسیم و زاینده بدل نمایند.
راهکارهایی از قبیل ساخت پیاده روها و ایستگاه هایی برای نشستن، تامل و گفتگو مردم در سطح شهر تا ایجاد موزه مردم شناسی، نصب المان های بومی، انعکاس معماری سنتی در ساختمان های اداری و مسکونی و ایجاد آرامش بصری با نقاشی های محیطی می تواند در این راستا مدنظر قرار گیرد.
اما همه اینها یک چیز کم دارد و آن تعیین روزی مختص شهر است تا در این روز فارغ از دغدغه های مرسوم موضوع توسعه و تعالی جسم و روح شهر دستورکار نخست همه مردم باشد.
علی رغم صحبت ها و زمزمه های پیشین،در سال گذشته “روز فراشبند ” تعیین  نگردید. تصمیمی که نه اعتبار مالی نیاز داشت و نه هزینه اجتماعی.
از مواهب این انتخاب میمون همین بس که سالانه دراین روز همه کسانی که دل در گرو این شهر دارند دور هم جمع می شوند و برای این بیمار خفته در بستر چاره اندیشی و تبادل نظر می کنند.
بی تفاوتی شورای شهر در این خصوص می تواند حاکی از میزان و عمق دانش آنها نسبت به ارتباط مقوله فرهنگ و مدیریت شهری باشد که شاید گفته شاعر در این خصوص تناسب داشته باشد که” رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون”.