photo_2016-02-01_00-33-22 سه چرخی یادگار روز پیشین : سروده یدالله عالیشوندی

ایستاده از راست: ۱- احتمالا نورمحمد فرزانه ، ۲- عظیم نکویی ، ۳- نعمت اکبری ، ۴- سیدکوچ ک( احمد) موسوی، ۵- صادق فروغی،۶ عبدالله جعفری(برادرجانبازحاج صفدر جعفری).۷ محمود شریفی نشسته: ۱- علی جمالی،۲- محمدزمان اکبری،۳- ابراهیم اکبری، ۴- عباس جمالی ، ۵- عبدالله حسنپور

سه چرخی با زبان بی زبانی

برایم قصه ها گو از جوانی

از آن وقتی که یاران گِرد کردی

خودم دانم که تو دریای دردی

سه چرخی یادگار روز پیشین

دلت از داغ یاران سخت غمگین

سه چرخی چشم خود پرآب بینم

مگر تیمور۱ را در خواب بینم

سه چرخی غصه ام از حد فزون است

دلم از داغ اکبر۲ پر ز خون است

ببین  محمود ثانی۳ گشت پرپر

بریده شد گلویش همچو اصغر

صدای احمدی۴ دادم بسی گوش

اذانش را نکردم من فراموش

کرامت۵ پایمردی کرد و جان داد

چه خوش جان بر خدای مهربان داد

محمدنور۶ و احمد۷ هر دو نورند

شهیدند از سیاهی ها به دورند

شهید عبدالکریم۸ از جمع یاران

بیاورد اشک از چشمم چو باران

قسم بر سوره ی واللیل و والتین

به آواز خوشِ « یس » یاسین۹

همه روز و شبم شد غرق سودا

نمی خواهم دگر باشم در اینجا

قلی خان۱۰ و کرامت۱۱ مردِ نامی

گرفتند از شهادت هر دو جامی

گوارای وجود جانشان باد

سه چرخی می شود با یادشان یاد

مگو عباسِ نوشادی۱۲ کجا شد

یقین با رفتنش عین بقا شد

سه چرخی داشت صدرالله۱۳و زر نام۱۴

که هر دو رختشان بستند ناکام

به ایرج۱۵غبطه باید خورد و جان سوخت

از او درس شهادت باید آموخت

هدایت۱۶ چون شهادت را جلا داد

چنان مانَد که جان در کربلا داد

نکویی۱۷ هم شکسته قفل زندان

و با اسب شهادت داده جولان

سه چرخی مصطفی۱۸ رفت از کنارت

خزان شد عیدِ نوروز و بهارت

گهی لب تشنگان را یاد آرید

سر قبرِ علی۱۹ گل ها بکارید

رضا۲۰ را تا که امشب یاد کردم

ز فقدانش بسی فریاد کردم

فروغی۲۱ کُشته در راه یقین شد

سه چرخی سرور این سرزمین شد

دلم بهر صفایت تنگ گشته

بنای این خرابی جنگ گشته

ذبیحی مهدیت۲۲ همچون یلی بود

چنان زاهد به مانند علی بود

پس از سهراب۲۳ دنیا خوار گشته

دو چشمم از زمانه تار گشته

به دورانی که روز جنگ می بود

همان وقتی که می غرید محمود۲۴

تمام خاکِ جبهه زیر پایش

کم آمد، آسمان آمد به جایش

نهاد او نام بر گردان الفتح

مکان و مأمن مردان الفتح

ز فضل الله۲۵ بخواهم یک پیامی

بَرد نزد شهیدان با سلامی

شود جویای حال شیرِ گُردان

همان فرمانده حیدر۲۶، مردِ مردان

بگو چیزی که محمود۲۴ از خدا خواست

برایش شد مهیا در ره راست

به مانند اباالفضل علمدار

سر و دستش جدا در راه دلدار

« یدالله » اشک خون در دیده دارد

دلا بگذار تا امشب ببارد

شاعر : یداله عالیشوندی/ دی ماه ۹۴


توضیحات :

۱- شهید تیمور عالیشوندی – فرزند حاج علی ۲- شهید اکبر کشاورز – فرزند حاج امیری ۳- شهید حبیب الله عالیشوندی- فرزند حاج بهمنیار ( به خاطر علاقه ی شدید پدرش به شهید محمود عالیشوندی خواست تا روی سنگ قبر پسرش «محمود ثانی» نوشته شود.) ۴- شهید محمود احمدی – فرزند محمد (با صدای دلنشین اذان می گفت ) ۵- شهید کرامت الله سرخوش – فرزند امیر ۶- شهید نور محمد محمد نیا – فرزند اصغر ۷- شهید احمد رضانیان – فرزند حاج امیر ۸- شهید عبدالکریم باقری – فرزند محمد قاسم ۹- شهید یاسین عالیشوندی – فرزند کربلایی عباس ( قرآن را با صوت خوش تلاوت می کرد. ) ۱۰- شهید قربانعلی عالیشوندی – فرزند حاج عباس ۱۱- شهید کرامت الله اکبری – فرزند غلامحسین ( سردار ) ۱۲- شهید عباس نوشادی – فرزند حاج اکبر ۱۳- شهید صدرالله رضانژاد – فرزند علی میرزا ۱۴- شهید غلامرضا زر – فرزند حاج محمدحسن ۱۵- شهید ایرج رضانژاد – فرزند رضا ۱۶- شهید هدایت الله حقشناس – فرزند حاج غلامشاه ۱۷- شهید منوچهر نکویی – فرزند حاج نگهدار ۱۸- شهید مصطفی حقشناس – فرزند حاج غلامرضا ۱۹- شهید عیرضا قاسمیان – فرزند حاج پولاد ۲۰- شهید غلامرضا عالیشوندی – فرزند حاج علی ۲۱- شهید عبدالکریم فروغی – فرزند قلی ۲۲- شهید مهدی ذبیحی – فرزند مشهدی محمدحسین ۲۳- شهید سهراب غلامپور – فرزند غلامرضا ۲۴- شهید محمود عالیشوندی – فرزند کربلایی گرگعلی ۲۵- شهید فضل الله عالیشوندی – فرزند کربلایی گرگعلی ۲۶- شهید حیدر کشاورز – فرزند غلامحسین ( نام شهیدان محمود و حیدر –از فرماندهان گردان الفتح – هیچ گاه از هم جدا شدنی نیست. )