امام-جمعه-فراشبند-1024x692 داستان شهرستان شدن زادگاهمان فراشبند “7”

اندیشه ؛ آبپا | ( یادآوری : داستان شهرستان شدن زادگاهمان در چند قسمت منتشر می شود ، توصیه ما به عزیزانی که قسمت های قبلی را ندیده اند این است که اول آن قسمت ها را مطالعه کنند )

پرده ی” پنجم نمایش” :  دستیابی به ” حد نصاب جمعیت”

درقسمت های پیشین گفته شد مانع اصلی برای این که درخواست مردم درمورد ارتقاء بخش به شهرستان توسط مسؤلین اجرائی پذیرفته شود ، و مسؤلان حداقل به بررسی تقاضای مردم تن دهند ، ” عدم حد نصاب جمعیت ” بود ، و نیز توضیح داده شد ، ۲۰ تا ۲۵ هزار جمعیت عشایری بخش از نظر ” قانون ترکیب جمعیتی “جزء جمعیت بحساب نمی آمد ، هم چنین گفته شد که فعالان سیاسی با این توجیه منطقی، یعنی این که – جمعیت عشایری که بیش از ۹ ماه از سال در فراشبند هستند و حتی مدت کمی هم که در ییلاق بسر می برند بیشتر نیازمندیها و امورات اداری شان باید از طریق سیستم اداری بخش فراشبند سامان دهی شود ، منطقی نیست که گفته شود جزء جمعیت شهرستان بحساب نمی آید – مصر بودند که حرفشان منطقی است و برخلاف نظر مسؤلان وقت ، ملاک ” حدنصاب ” برای شهرستان شدن را دارند ، و باز توضیح داده شد که این منطق در نهایت مورد قبول آقای مهندس بهلولی قشقائی درمجلس پنجم قرارگرفت و توسط ایشان از جایگاه رسمی نماینده ی مردم حمایت شد، و نیز روشن شد که با وجود تایید رسمی نماینده ی مردم  اراده ی لازم در مسؤلان اجرائی برای همکاری و موافقت با تقاضای شهرستان شدن وجود نداشت ، لذا کشمکش و تلاش پی گیر توسط مردم و فعالان زادگاهمان ، حالا اما ،  با پیشگامی نماینده تا حماسه ی  ۷۶و استقرار دولت اصلاحات هم چنان ادامه یافت. و اما ادامه ی داستان:

تلاش برای “حدنصاب جمعیت”

گفتیم ، از سال ۱۳۸۰ به تدریج چرخ گردون بر مراد مردم شهرستان مان چرخید و پس از تحمل چندین سال” صبر” و مقاومت ، پیک “ظفر” از راه رسید و ” ابر و باد و مه و خورشید و فلک” ،” در کار” شدند ” تا ” مردم صبور و مشتاق فراشبند برگزاری جشن شهرستان شدن را درحسینیه ی اعظم قدس و دردوم خردادماه ۸۲ به نظاره نشینند.

یک دست شدن عوامل مؤثر

در این مرحله از پی گیری زمینه ای فراهم شد ، تا از یک طرف ، نماینده مجلس ، فرماندار شهرستان ، استاندار استان و وزیر کشور برخلاف رویه ی گذشته ، آماده باشند منطق و استدلال مردم فراشبند را بشنوند ، از طرف دیگر در جایگاه پرنفوذ امامت جمعه یک شخصیت ، روحانی ، بومی ، پرشور و با انگیزه قرارگرفته بود که برای اولین بارشاید! در – نوع همکاران خودش- جناحی نمی اندیشید و مصالح نظام و منافع کل مردم شهرستان را مد نظر داشت و این گونه فکر نمی کرد که ممکن است نتیجه ی کار به نفع چه گروه و جناحی تمام شود ، لذا با تمام توان و صداقت کامل پرچم پیگیری و قافله سالاری این پروژه ی ناتمام چندین ساله را بعهده گرفت و مصمم شد، از فرصت بدست آمده تا حصول نتیجه ی نهائی بهره برداری کند.

پیگیری مؤثرشد

حجت الاسلام پناهیان با استفاده از ظرفیت جایگاه پر نفوذ خود و بهره گیری از زمینه ی مساعد پیش رو ، به نتیجه رساندن طرح ناقص چندین ساله ی ارتقاء را در اولویت برنامه های خود قرارداد و با حمایت شخصیت های با نفوذ وقت ،از یار همیشگی مردم حضرت حجت الاسلام حاج آقا حسینی مهری گرفته ، تا سلسله مراتب مسؤولان اجرائی دولت ، مانند فرماندار- استاندار ،وزیر محترم کشور، نماینده ی شهرستان و بعضی نمایندگان شهرستان های دیگر، و حتی استفاده از نفوذ و ظرفیت معنوی سلسله مراتب نهاد امامت جمعه و نمایندگان رهبری و به هرحال از هر روزنه ای که ممکن بود بهره گرفت ، تا سر انجام موفق شد گروه کارشناسان وزارت کشور را برای کارشناسی رسمی و استماع منطق مردم  فراشبند به منطقه بیاورد.

مکانیسم دستیابی به”حدنصاب جمعیت”

کم کم حاج آقا پناهیان  در ارتباط با حاج آقا حسینی موفق شد ، بین بخشداری آن زمان فراشبند و کارشناسان وزارت کشور بصورت مستقیم در زمینه ی تبادل اطلاعات ارتباط برقرار کند ، از این نقطه به بعد نقش مرحوم رمضان عالیشوندی در سمت معاونت بخشداری پر رنگ و تعین کننده است. ایشان از یک طرف در مکاتبات ، گزارشات و تماسهای حضوری و غیرحضوری قبل از این که گروه کارشناسی و زارت رسماً در منطقه حضور پیدا کنند آنها را راجع به حدود ۲۵ هزار جمعیت عشایر سیارکه مورد ادعای مردم بود و نقطه به نقطه ای که  این جمعیت درآنجا ساکن بودند و منطق فعالان سیاسی – که استدلال می کردند این جمعیت باید جزء جمعیت ساکن محسوب شود – در حد قابل قبولی توجیه و آماده کرده بود ، و از طرف دیگر تمام نقاط مسکونی و محلات عشایر نشین بخش فراشبند را ، چه در مرکز بخش و چه در تک تک روستا ها کروکی برداری نموده و میزان خانوار و جمعیت تقریبی آن ها را با کمک کارشناسان مردمی فعال تعین کرده و طرح پیشنهادی نسبتاً جامعی را قبل از ورود کارشناسان آماده ی ارائه کرده بود. هم چنین در کروکی توجیهی روستاهای جدید عشایرنشین و مهاجر نشین نیز از لحاظ موقعیت جغرافیائی و میزان جمعیت مشخص شده بود برای مثال رستم آباد نوجین به عنوان محله ی عشایرنشین و منصورآباد به عنوان روستای جدید عشایرنشین نام گذاری شده بود و شهرک پالایشگاه و مناطق مسکونی مهاجرنشین دیگر بعنوان مناطق مسکونی مهاجرنشین تعین گردیده بود.

حضورکارشناسان وزارت درمنطقه

در نهایت کارشناسان وزارت باپشتوانه ی حمایتی مساعدی که ازسطح وزارت تااستان وشهرستان و بخش داشتند و آمادگی کامل ذهنی در موارد فنی  که از اقدامات پیش هنگام مرحوم عالیشوندی با راهنمائی خود آنها برایشان ایجاد شده بود و اراده ای مصمم برای بررسی تقاضا و استدلال مردم وارد مرکز بخش شدند،موضوع را برسی نموده مستدلات راشنیده و تک تک روستاها و محلات را از نزدیک بازدید واطلاعات کاملی جمع آوری وبرای تحلیل وبررسی ونتیجه گیری به وزارت ارائه کردند.

پی گیری بی وقفه وحصول نتیجه

از این به بعد حاج آقاپناهیان با روحیه ای جدید ، امیدی تازه و با اطمینان کامل از اینکه به هرحال کار به نتیجه خواهد رسید، بی صبرانه برای تحقق آرزوی دیرین مردم و برپائی جشن شهرستان شدن تلاش و فعالیت خود را قوت و سرعت می بخشد، رفت و آمدها ، لابی گری ها و ارتباطات بطورتمام وقت و بی وقفه ادامه می یابد ، تا این که روز دوم خردادماه ۱۳۸۲ جشن بزرگ مورد انتظار برگزارمی شود.

جشن بی نظیر

بیش از۲ یا ۳ ماه مانده به روز موعود برنامه ریزی برای برپائی جشن ” ارتقاء” زیر نظر مستقیم امام جمعه و با شرکت فعالان سیاسی آغاز می شود ، تمام جوانب موضوع برای ارائه ی مراسمی باشکوه که شایسته ی این رخداد عظیم باشد ، در چندین نشست تخصصی مورد بحث و تبادل نظر واقع می شود ، تقریبا تمام اقشار منطقه از شهری و عشایری و روستائی ، جوان و سالمند و نوجوان، و هر کسی که  برایش ممکن است ، بنحوی در برگزاری این مراسم نقش ایفا می کند.

مدت ها قبل از اعلام تاریخ روز جشن از ناحیه ی وزارت کشور، همه ی مقدمات آماده است ، مدعوین مشخص و کمیته های تخصصی در تمام قسمت ها پیش بینی شده ، هزینه های لازم توسط کمیته ی مالی برآورد و از طریق هدایای مردمی تامین گردیده ، کارگروه های لازم برای همه ی قسمت هاپیش بینی گردیده ، مکان های اسکان و پذیرائی مناسب پیش بینی و همه مردم خود را آماده ی ثبت رخدادی تاریخی و استثنائی در تاریخ منطقه خودکرده اند. جوانان ، دانشجویان و روشنفکران ساکن درخارج از منطقه ( عشایر و شهری و روستائی ) اکثراً اعلام آمادگی کرده و درکمینه ها مسؤلیت پذیرفته و آمادی حضور و نقش آفرینی شده اند .

سرانجام روز موعود فرارسید و حسینیه ی اعظم قدس حضور جمعیتی بی سابقه در تاریخ منطقه را با روحیه و شادی غیرقابل توصیفی در خود به ثبت رسانید ، در این جشن عظیم و باشکوه که اکثریت مردم منطقه حضورداشتند تقریبا تمام شخصیت های اثرگزار بر این پروژه ی چندین ساله حضورداشتند که مورد تشویق و قدردانی از طرف مردم واقع شدند.

( همانطور که قبلا گفتیم درصحنه ی بعدی نمایشنامه ی ” ارتقاء” انشاالله به نقش آفرینان و شخصیت های اثرگذار و نوع تاثیرشان بر طرح ارتقاء اشاره ای گذراخواهیم داشت ، البته همانطورکه در شروع مطلب گفته شد سعی می شود فقط از شخصیت های کشوری و مسؤلان مؤثر نام  برده  شود، چون اگر قرار باشد وارد جزئیات شویم و از فعالان منطقه که از مرحله ی ایده سازی ارتقاء و زمینه سازی برای تبدیل ایده به “مطالبه ی عمومی”، بحث ها ، طومارنویسی ها ،طومارگردانی ها و غیره تا پایان کار نقش داشته اند نام ببریم” که صد البته مهمترین قسمت پروژه است و اگر نبود پروژه و طرحی شکل نمی گرفت ” دامنه ی بحث آن قدرگسترده می شود که با یک مسامحه می توان ادعا کرد باید از تک تک افراد زادگاهمان نام برده شود )

ادامه دارد…